دیکشنری انگلیسی به فارسی
معنی racial به فارسی
نژادی، وابسته به نژاد
همهٔ معنیها و مثالهای این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژههای وبسایت محدود است؛ برای جستوجوی واژههای بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.
ریشهشناسی
From race + -ial.
صفت
- صفت تفضیلی
- more racial
- صفت عالی
- most racial
نژادی، وابسته به نژاد
Of or relating to a race or a people.
The organization works to promote racial harmony in the community.
این سازمان برای ترویج هماهنگی بین نژادی در جامعه فعالیت میکند.
اسم
- جمع
- racials
- شمارشپذیری
- countable
مهارتی که همه شخصیتهای یک نژاد خاص دارند
A skill possessed by all characters of a certain race.
Each race has unique racials that affect gameplay.
هر نژاد مهارتهای نژادی منحصر به فردی دارد که بر گیمپلی تأثیر میگذارد.
این واژه را چطور یاد بگیریم؟
یک معنی متناسب با متنی که میخوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.
از معنی تا یادگیری
واژه racial را در لایتنری تمرین کنید
در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلشکارت و جعبه لایتنر نگه دارید.