دیکشنری انگلیسی به فارسی
معنی quotation به فارسی
نقل قول، بازگویه، واگویه
همهٔ معنیها و مثالهای این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژههای وبسایت محدود است؛ برای جستوجوی واژههای بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.
ریشهشناسی
From Medieval Latin quotatio, from Latin quotare; sense of 'fragment of expression' from 17th century.
اسم
- جمع
- quotations
- شمارشپذیری
- countable and uncountable
نقل قول، بازگویه، واگویه
A fragment of a human expression that is repeated by somebody else, for example from literature or a famous speech.
his book is full of quotations
کتاب او پر از نقل قول است.
عمل نقل قول کردن، بازگویهسازی
The act of quoting someone or something.
The professor included a famous quotation in his lecture to explain the concept.
استاد یک نقل قول معروف را در سخنرانی خود گنجاند تا مفهوم را توضیح دهد.
مترادفها: citation
مظنه، قیمت پیشنهادی، صورت قیمت
A price that has been quoted for buying or selling.
Let's get a quotation for repairing the roof before we decide whether it's worth doing.
بیایید قبل از تصمیمگیری در مورد ارزش تعمیر سقف، یک مظنه بگیریم.
قیمتگذاری، تعیین بها
The act of setting a price.
The quotation of prices is done by the broker.
تعیین قیمتها توسط دلال انجام میشود.
سهم، حصه
A quota, a share.
In the charter, each freeman's quotation of the profits was fixed, and all took their due share.
در منشور، سهم هر آزاد از سود تثبیت میشد و همه سهم خود را به نسبت میگرفتند.
واژههای مرتبط
این واژه را چطور یاد بگیریم؟
یک معنی متناسب با متنی که میخوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.
از معنی تا یادگیری
واژه quotation را در لایتنری تمرین کنید
در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلشکارت و جعبه لایتنر نگه دارید.