دیکشنری انگلیسی به فارسی

معنی citation به فارسی

احضاریه، احضار، فراخوان

بریتانیایی: /saɪˈteɪ.ʃən/ آمریکایی: /saɪˈteɪ.ʃən/

راهنمای خواندن و تمرین تلفظ

همهٔ معنی‌ها و مثال‌های این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژه‌های وب‌سایت محدود است؛ برای جست‌وجوی واژه‌های بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.

ریشه‌شناسی

From Old French citation, from Latin citātiō, from citāre.

اسم

جمع
citations
شمارش‌پذیری
countable and uncountable
۱.

احضاریه، احضار، فراخوان

حقوق

An official summons or notice given to a person to appear.

He was given a copy of the citation.

یک نسخه‌ی احضاریه را به او دادند.

۲.

برگه‌ی احضاریه

حقوق

The paper containing such summons or notice.

The citation was served by a bailiff.

برگه‌ی احضاریه توسط مأمور ابلاغ شد.

۳.

نقل قول، استناد به متن

The act of citing a passage from a text, using the exact words and giving credit.

Proper citation is essential in academic writing.

نقل قول صحیح در نوشتار دانشگاهی ضروری است.

۴.

ارجاع، منبع‌نویسی

An entry in a list of sources from which information was taken; a reference.

The student included a citation from a scientific journal in her research paper.

دانشجو در مقاله پژوهشی خود، نقل قولی از یک مجله علمی آورده بود.

۵.

نقل‌قول، رونگاشت

The passage or words quoted; a quotation.

The professor asked for a citation from the book to support the argument.

استاد درخواست کرد که یک نقل‌قول از کتاب برای حمایت از استدلال ارائه شود.

۶.

شاهد مثال (در فرهنگ‌نویسی)

فرهنگ‌نویسی

A quotation with attached bibliographical details demonstrating the use of a lexical item in a dictionary.

The dictionary entry includes citations from the 19th century.

مدخل فرهنگ شامل شاهد مثال‌هایی از قرن نوزدهم است.

۷.

ذکر، برشمردن

Enumeration; mention.

It's a simple citation of facts.

این صرفاً ذکر حقایق است.

۸.

استناد، رجوع به قانون یا مرجع قضایی

حقوق

A reference to decided cases or books of authority to prove a point in law.

The lawyer included a citation from a previous court case to support her argument.

وکیل یک استناد از پرونده دادگاهی قبلی برای تقویت استدلال خود وارد کرد.

۹.

تقدیرنامه، سپاسنامه

A commendation in recognition of some achievement, or a formal statement of an achievement.

The two devoted detectives received citations.

دو کارآگاه فداکار تقدیرنامه دریافت کردند.

این واژه را چطور یاد بگیریم؟

یک معنی متناسب با متنی که می‌خوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.

ساخت فلش‌کارت کاربردی · روش مرور با جعبه لایتنر

از معنی تا یادگیری

واژه citation را در لایتنری تمرین کنید

در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلش‌کارت و جعبه لایتنر نگه دارید.