دیکشنری انگلیسی به فارسی
معنی cite به فارسی
نقلقول کردن، رونگاشت کردن
همهٔ معنیها و مثالهای این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژههای وبسایت محدود است؛ برای جستوجوی واژههای بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.
مدخل ۱
ریشهشناسی
From Old French citer, from Latin citare, frequentative of ciēre.
فعل
- سومشخص مفرد
- cites
- وجه وصفی حال
- citing
- گذشته ساده
- cited
- اسم مفعول
- cited
نقلقول کردن، رونگاشت کردن
To quote or repeat a passage from a book or the words of another.
In his speech, he cited several famous authors.
او در سخنرانی خود به نقل قول از چند نویسنده معروف پرداخت.
ذکر کردن، اشاره کردن
To mention as an example or explanation.
He cited the recent study to support his argument.
او برای حمایت از استدلال خود به مطالعه اخیر اشاره کرد.
استناد کردن به، منبع ذکر کردن
To list the source from which one took information.
He cited several scientific articles to prove his point.
او برای اثبات نکتهی خود به چندین مقالهی علمی استناد کرد.
احضار کردن (به دادگاه)، فراخوانی
To summon officially to appear in court.
The judge decided to cite the witness to appear in court next week.
قاضی تصمیم گرفت شاهد را برای حضور در دادگاه هفته آینده احضار کند.
مدخل ۲
ریشهشناسی
From the first syllable of citation, analogous to quote.
اسم
- جمع
- cites
- شمارشپذیری
- countable
نقلقول، استناد
A citation.
We used the number of cites as a rough measure of significance.
ما تعداد نقلقولها را به عنوان معیاری تقریبی برای اهمیت استفاده کردیم.
این واژه را چطور یاد بگیریم؟
یک معنی متناسب با متنی که میخوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.
از معنی تا یادگیری
واژه cite را در لایتنری تمرین کنید
در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلشکارت و جعبه لایتنر نگه دارید.