دیکشنری انگلیسی به فارسی
معنی punitive به فارسی
تنبیهی، جزایی، کیفری
همهٔ معنیها و مثالهای این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژههای وبسایت محدود است؛ برای جستوجوی واژههای بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.
ریشهشناسی
From Middle French punitif, from Medieval Latin pūnitīvus, from pūniō (I punish).
صفت
- صفت تفضیلی
- more punitive
- صفت عالی
- most punitive
تنبیهی، جزایی، کیفری
Inflicting punishment; punishing.
Beijing imposed punitive sanctions on Canada.
پکن تحریمهای تنبیهی علیه کانادا اعمال کرد.
The jury awarded $10,000 in punitive damages.
هیئت منصفه ۱۰۰۰۰ دلار خسارت تنبیهی تعیین کرد.
مترادفها: punitory
شدید، ستمگرانه، توانفرسا
Severe, oppressive, or burdensome.
punitive taxes
مالیاتهای غیرمنصفانه
این واژه را چطور یاد بگیریم؟
یک معنی متناسب با متنی که میخوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.
از معنی تا یادگیری
واژه punitive را در لایتنری تمرین کنید
در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلشکارت و جعبه لایتنر نگه دارید.