دیکشنری انگلیسی به فارسی
معنی pungent به فارسی
دارای بوی تند و زننده که بینی را میآزارد، به ویژه مواد اسیدی یا تند
همهٔ معنیها و مثالهای این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژههای وبسایت محدود است؛ برای جستوجوی واژههای بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.
ریشهشناسی
From Latin pungens, present participle of pungo (to sting).
صفت
- صفت تفضیلی
- more pungent
- صفت عالی
- most pungent
دارای بوی تند و زننده که بینی را میآزارد، به ویژه مواد اسیدی یا تند
Having a strong odor that stings the nose, especially of acidic or spicy substances.
I accidentally dropped the bottle of ammonia and after a few seconds, a very pungent stench could be detected.
تصادفاً بطری آمونیاک را انداختم و بعد از چند ثانیه، بوی بسیار تندی به مشام رسید.
(مزه) تند، پر ادویه، زبانگز
Having a strong taste that stings the tongue, especially of hot (spicy) food.
a pungent pickle
ترشی پر ادویه
(سخن) تند و تیز، گزنده، نیشدار
Stinging; acerbic (figurative).
The critic gave a pungent review.
منتقد نقدی گزنده نوشت.
نوکتیز، دارای نوک تیز و سفت
Having a sharp and stiff point.
The plant has pungent leaves.
این گیاه برگهای نوکتیزی دارد.
این واژه را چطور یاد بگیریم؟
یک معنی متناسب با متنی که میخوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.
از معنی تا یادگیری
واژه pungent را در لایتنری تمرین کنید
در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلشکارت و جعبه لایتنر نگه دارید.