دیکشنری انگلیسی به فارسی
معنی punctuation به فارسی
نشانههای نقطهگذاری، علائم نگارشی
همهٔ معنیها و مثالهای این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژههای وبسایت محدود است؛ برای جستوجوی واژههای بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.
ریشهشناسی
From Medieval Latin punctuātiō, from punctuō, meaning to mark with points.
اسم
- جمع
- punctuations
- شمارشپذیری
- countable and uncountable
نشانههای نقطهگذاری، علائم نگارشی
A set of symbols and marks used to clarify meaning in text by separating strings of words into clauses, phrases and sentences; examples include commas, hyphens, and periods.
Proper punctuation helps make your writing clear and understandable.
نقطهگذاری صحیح به شفاف و قابل فهم کردن نوشتار شما کمک میکند.
عمل نقطهگذاری
An act of punctuating.
The punctuation of this sentence is incorrect.
نقطهگذاری این جمله نادرست است.
این واژه را چطور یاد بگیریم؟
یک معنی متناسب با متنی که میخوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.
از معنی تا یادگیری
واژه punctuation را در لایتنری تمرین کنید
در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلشکارت و جعبه لایتنر نگه دارید.