دیکشنری انگلیسی به فارسی
معنی psychotherapy به فارسی
رواندرمانی
بریتانیایی: /ˌsaɪ.kəʊˈθer.ə.pi/ آمریکایی: /ˌsaɪ.koʊˈθer.ə.pi/
همهٔ معنیها و مثالهای این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژههای وبسایت محدود است؛ برای جستوجوی واژههای بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.
ریشهشناسی
From psycho- + therapy.
اسم
- جمع
- psychotherapies
- شمارشپذیری
- countable and uncountable
۱.
رواندرمانی
The treatment of people diagnosed with mental and emotional disorders using dialogue and a variety of psychological techniques.
She started psychotherapy to help manage her anxiety.
او رواندرمانی را برای کمک به مدیریت اضطرابش آغاز کرد.
این واژه را چطور یاد بگیریم؟
یک معنی متناسب با متنی که میخوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.
از معنی تا یادگیری
واژه psychotherapy را در لایتنری تمرین کنید
در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلشکارت و جعبه لایتنر نگه دارید.