دیکشنری انگلیسی به فارسی

معنی publicity به فارسی

تبلیغ (تبلیغات)، آگهی، نامورسازی، اعلان، شناسانگری

بریتانیایی: /pʌbˈlɪs.ə.ti/ آمریکایی: /pʌbˈlɪs.ə.t̬i/

راهنمای خواندن و تمرین تلفظ

همهٔ معنی‌ها و مثال‌های این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژه‌های وب‌سایت محدود است؛ برای جست‌وجوی واژه‌های بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.

ریشه‌شناسی

From French publicité, from Medieval Latin publicitas, from Latin publicus.

اسم

جمع
publicities
شمارش‌پذیری
usually uncountable
۱.

تبلیغ (تبلیغات)، آگهی، نامورسازی، اعلان، شناسانگری

Advertising or other activity designed to rouse public interest in something.

In selling a product, good publicity is of great importance.

تبلیغ خوب در فروش کالا بسیار موثر است.

۲.

توجه عمومی، شهرت، ناموری، شناسایی، زبان‌زدگی

Public interest attracted in this way.

An actor who has gained a lot of publicity.

هنرپیشه‌ای که خیلی شهرت کسب کرده است.

۳.

شهرت، ناموری، شناسایی، زبان‌زدگی

The condition of being the object of public attention.

The publicity stunt drew a crowd.

ترفند برای جلب شهرت جمعیت را جذب کرد.

۴.

علنی بودن، هویدایی، برملایی

The quality of being public, not private.

The publicity of courtroom proceedings.

علنی بودن جریانات دادگاه.

اصطلاح‌ها و عبارت‌ها

publicity agent

۵.

مامور تبلیغات، تبلیغات چی

A person employed to obtain favorable publicity for an individual or organization.

The singer hired a publicity agent to promote her new album.

خواننده یک مامور تبلیغات استخدام کرد تا آلبوم جدیدش را تبلیغ کند.

عبارت‌های مرتبط

publicity agent
مامور تبلیغات، تبلیغات چی

این واژه را چطور یاد بگیریم؟

یک معنی متناسب با متنی که می‌خوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.

ساخت فلش‌کارت کاربردی · روش مرور با جعبه لایتنر

از معنی تا یادگیری

واژه publicity را در لایتنری تمرین کنید

در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلش‌کارت و جعبه لایتنر نگه دارید.