دیکشنری انگلیسی به فارسی
معنی proven به فارسی
مسلم، اثباتشده، بیچونوچرا
همهٔ معنیها و مثالهای این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژههای وبسایت محدود است؛ برای جستوجوی واژههای بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.
ریشهشناسی
From Scottish English, past participle of preve, a variant of prove.
صفت
- صفت تفضیلی
- more proven
- صفت عالی
- most proven
مسلم، اثباتشده، بیچونوچرا
Having been proved; having proved its value or truth.
It's a proven fact that exercise improves health.
این یک واقعیت مسلم است که ورزش سلامت را بهبود میبخشد.
متضادها: unproven، disproven
فعل
- اسم مفعول
- proven
As past participle of prove, proven is common in American and Canadian English; proved is more common in British English.
اسم مفعول prove: اثباتشده، ثابتشده
Past participle of prove.
The theory has been proven correct.
نظریه درست اثبات شده است.
این واژه را چطور یاد بگیریم؟
یک معنی متناسب با متنی که میخوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.
از معنی تا یادگیری
واژه proven را در لایتنری تمرین کنید
در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلشکارت و جعبه لایتنر نگه دارید.