دیکشنری انگلیسی به فارسی
معنی prosperity به فارسی
رونق، شکوفایی، بهروزی
بریتانیایی: /prɒsˈper.ə.ti/ آمریکایی: /prɑːˈsper.ə.t̬i/
همهٔ معنیها و مثالهای این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژههای وبسایت محدود است؛ برای جستوجوی واژههای بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.
ریشهشناسی
From Middle English prosperite, from Old French prosperitet, from Latin prosperitās.
اسم
- جمع
- prosperities
- شمارشپذیری
- countable and uncountable
۱.
رونق، شکوفایی، بهروزی
The condition of being prosperous, of having good fortune.
Good management caused the restaurant's prosperity.
مدیریت خوب موجب رونق رستوران شد.
مترادفها: welfare، well-being، affluence، wealth
واژههای مرتبط
این واژه را چطور یاد بگیریم؟
یک معنی متناسب با متنی که میخوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.
از معنی تا یادگیری
واژه prosperity را در لایتنری تمرین کنید
در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلشکارت و جعبه لایتنر نگه دارید.