دیکشنری انگلیسی به فارسی
معنی prosper به فارسی
موفق شدن، رونق داشتن، بهروز شدن
همهٔ معنیها و مثالهای این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژههای وبسایت محدود است؛ برای جستوجوی واژههای بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.
شکلهای دیگر: prospre obsolete، rare
ریشهشناسی
From Old French prosperer, from Latin prosperare, from prosperus.
فعل
- سومشخص مفرد
- prospers
- وجه وصفی حال
- prospering
- گذشته ساده
- prospered
- اسم مفعول
- prospered
موفق شدن، رونق داشتن، بهروز شدن
To be successful; to thrive; to make gain.
One brother worked hard and prospered and the other starved.
یک برادر سخت کار کرد و موفق شد و دیگری گرسنگی خورد.
رشد کردن، افزایش یافتن
To grow; to increase.
Kashan is prospering rapidly.
کاشان به سرعت رو به رونق است.
پر رونق کردن، موجب موفقیت شدن
To favor; to render successful.
The king prospered the town by issuing a charter.
شاه با صدور منشور، شهر را رونق بخشید.
این واژه را چطور یاد بگیریم؟
یک معنی متناسب با متنی که میخوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.
از معنی تا یادگیری
واژه prosper را در لایتنری تمرین کنید
در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلشکارت و جعبه لایتنر نگه دارید.