دیکشنری انگلیسی به فارسی
معنی prospective به فارسی
محتمل، مورد انتظار
همهٔ معنیها و مثالهای این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژههای وبسایت محدود است؛ برای جستوجوی واژههای بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.
ریشهشناسی
From Middle French prospectif, from Late Latin prospectivus.
صفت
محتمل، مورد انتظار
Likely or expected to happen or become.
She is meeting with a prospective client tomorrow.
او فردا با یک مشتری مورد انتظار ملاقات میکند.
آینده، آتی، وابسته به آینده
Anticipated in the near or far future.
Prospective students are those who have already applied to the university.
دانشجویان آینده کسانی هستند که قبلاً به دانشگاه درخواست دادهاند.
مربوط به چشمانداز، دارای چشمانداز
Of or relating to a prospect; furnishing a prospect.
The house has a prospective view of the valley.
خانه دارای چشماندازی از دره است.
عطف به آینده، آیندهنگر
Looking forward in time; acting with foresight.
A law that is detailed and prospective.
قانونی که مفصل و آیندهنگر است.
مطالعهای که از وضعیت فعلی شروع میشود و شرکتکنندگان را در آینده دنبال میکند
A study that starts with the present situation and follows participants into the future.
The researchers conducted a prospective study on heart disease.
محققان یک مطالعه آیندهنگر بر روی بیماری قلبی انجام دادند.
دلالت دستوری بر فعالیتی که به زودی آغاز میشود
Indicating grammatically an activity about to begin.
English conveys prospective aspect with expressions like 'going to drive'.
زبان انگلیسی وجه آینده را با عباراتی مانند 'going to drive' بیان میکند.
اسم
- جمع
- prospectives
چشمانداز، منظره
The scene before or around, in time or in space; view; prospect.
From the tower, the prospective stretched over the valley, the river tracing silver threads between the cottages.
از برج، چشمانداز بر دره گسترش مییافت، رودخانه مانند رشتههای نقرهای بین کلبهها میدرخشید.
دوربین چشمانداز
A perspective glass.
He peered through a prospective to study the distant fleet, every sail a ghost against the oil-sky.
او از طریق دوربین چشمانداز به ناوگان دوردست نگاه کرد، هر بادبان در برابر آسمان روشنِ مایع مانند یک سایه بود.
فرد محتمل (عضو، دانشجو، کارمند، همقرار، شریک و غیره)
A prospective member, student, employee, date, partner, etc.
Would you like to show the prospective around?
آیا میخواهید فرد محتمل را راهنمایی کنید؟
این واژه را چطور یاد بگیریم؟
یک معنی متناسب با متنی که میخوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.
از معنی تا یادگیری
واژه prospective را در لایتنری تمرین کنید
در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلشکارت و جعبه لایتنر نگه دارید.