دیکشنری انگلیسی به فارسی
معنی proponent به فارسی
هوادار، طرفدار، حامی
همهٔ معنیها و مثالهای این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژههای وبسایت محدود است؛ برای جستوجوی واژههای بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.
ریشهشناسی
From Latin proponens, present participle of proponere, meaning to put forward.
اسم
- جمع
- proponents
هوادار، طرفدار، حامی
One who supports something; an advocate.
She is a strong proponent of renewable energy.
او یک طرفدار قوی برای انرژیهای تجدیدپذیر است.
مترادفها: exponent
متضادها: detractor، opponent
پیشنهاد کننده
One who makes a proposal or proposition.
The proponent of the plan presented it to the committee.
پیشنهاد کننده طرح آن را به کمیته ارائه داد.
مطرح کننده (وصیتنامه برای اثبات)
One who propounds a will for probate.
The lawyer acted as the proponent of the will.
وکیل به عنوان مطرح کننده وصیتنامه عمل کرد.
صفت
پیشنهاد دهنده، طرح کننده
Making proposals; proposing.
The proponent party outlined its agenda.
حزب پیشنهاد دهنده دستور کار خود را تشریح کرد.
واژههای مرتبط
این واژه را چطور یاد بگیریم؟
یک معنی متناسب با متنی که میخوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.
از معنی تا یادگیری
واژه proponent را در لایتنری تمرین کنید
در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلشکارت و جعبه لایتنر نگه دارید.