دیکشنری انگلیسی به فارسی
معنی exponent به فارسی
بیانگر، شارح، توضیحدهنده، مبلغ، مروج
همهٔ معنیها و مثالهای این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژههای وبسایت محدود است؛ برای جستوجوی واژههای بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.
ریشهشناسی
From Latin expōnēns, present participle of expōnō, meaning to expose or explain.
اسم
- جمع
- exponents
بیانگر، شارح، توضیحدهنده، مبلغ، مروج
One who expounds, represents or advocates.
He is an exponent of the idea of racial equality.
او مروج عقیدهی تساوی نژادی است.
نما، توان، قوه
The number by which a value (called the base) is said to be raised to a power in exponentiation.
In 2^3 = 8, the exponent is 3.
در ۲^۳ = ۸، نما ۳ است.
مترادفها: power
فرجهی ریشه
The degree to which the root of a radicand is found.
In the old manuscript, the exponent of the square root is 2, written beside the radical; the cube root would bear an exponent of 3 as well.
در نسخه قدیمی، فرجهی ریشهٔ دوم برابر با ۲ است که کنار رادیکال نوشته میشود؛ ریشهٔ مکعب نیز دارای فرجهای برابر با ۳ خواهد بود.
مترادفها: degree، power
نمایانگر یک ویژگی صرفی-نحوی
A manifestation of a morphosyntactic property.
The plural suffix -s is an exponent of plurality.
پسوند جمع -s نمایانگر جمع بودن است.
بخش نمای یک عدد ممیز شناور
The part of a floating-point number that represents its exponent value.
The exponent in the floating-point number determines its magnitude.
نما در عدد ممیز شناور بزرگی آن را تعیین میکند.
این واژه را چطور یاد بگیریم؟
یک معنی متناسب با متنی که میخوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.
از معنی تا یادگیری
واژه exponent را در لایتنری تمرین کنید
در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلشکارت و جعبه لایتنر نگه دارید.