دیکشنری انگلیسی به فارسی
معنی prioritise به فارسی
اولویتبندی کردن، اهمیت دادن به ترتیب اولویت
بریتانیایی: /praɪˈɒrɪtaɪz/
همهٔ معنیها و مثالهای این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژههای وبسایت محدود است؛ برای جستوجوی واژههای بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.
ریشهشناسی
From priority + -ise.
فعل
- سومشخص مفرد
- prioritises
- وجه وصفی حال
- prioritising
- گذشته ساده
- prioritised
- اسم مفعول
- prioritised
۱.
اولویتبندی کردن، اهمیت دادن به ترتیب اولویت
املای بریتانیایی
Alternative form of prioritize.
We need to prioritise our tasks.
باید وظایفمان را اولویتبندی کنیم.
متضادها: deprioritise
این واژه را چطور یاد بگیریم؟
یک معنی متناسب با متنی که میخوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.
از معنی تا یادگیری
واژه prioritise را در لایتنری تمرین کنید
در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلشکارت و جعبه لایتنر نگه دارید.