دیکشنری انگلیسی به فارسی

معنی prioritize به فارسی

اولویت دادن، چیزی را بر چیز دیگر ترجیح دادن

بریتانیایی: /praɪˈɒr.ɪ.taɪz/ آمریکایی: /praɪˈɔːr.ə.taɪz/

راهنمای خواندن و تمرین تلفظ

همهٔ معنی‌ها و مثال‌های این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژه‌های وب‌سایت محدود است؛ برای جست‌وجوی واژه‌های بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.

شکل‌های دیگر: prioritise UK

ریشه‌شناسی

From priority + -ize.

فعل

سوم‌شخص مفرد
prioritizes
وجه وصفی حال
prioritizing
گذشته ساده
prioritized
اسم مفعول
prioritized
۱.

اولویت دادن، چیزی را بر چیز دیگر ترجیح دادن

گذرا

To value, do, or choose something first, or before other things.

She decided to prioritize her health over her work.

او تصمیم گرفت که به سلامتی خود نسبت به کارش اولویت بدهد.

متضادها: marginalize

۲.

برحسب اولویت رده‌بندی کردن، اولویت‌بندی کردن

گذراناگذرا

To arrange or list a group of things in order of priority or importance.

We need to prioritize our tasks for the week.

باید کارهایمان را برای هفته اولویت‌بندی کنیم.

۳.

چیزی را در اولویت بالا قرار دادن

گذرا

To rank something as having high priority.

The company prioritizes customer satisfaction.

شرکت رضایت مشتری را در اولویت قرار می‌دهد.

این واژه را چطور یاد بگیریم؟

یک معنی متناسب با متنی که می‌خوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.

ساخت فلش‌کارت کاربردی · روش مرور با جعبه لایتنر

از معنی تا یادگیری

واژه prioritize را در لایتنری تمرین کنید

در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلش‌کارت و جعبه لایتنر نگه دارید.