دیکشنری انگلیسی به فارسی
معنی prioritize به فارسی
اولویت دادن، چیزی را بر چیز دیگر ترجیح دادن
همهٔ معنیها و مثالهای این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژههای وبسایت محدود است؛ برای جستوجوی واژههای بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.
شکلهای دیگر: prioritise UK
ریشهشناسی
From priority + -ize.
فعل
- سومشخص مفرد
- prioritizes
- وجه وصفی حال
- prioritizing
- گذشته ساده
- prioritized
- اسم مفعول
- prioritized
اولویت دادن، چیزی را بر چیز دیگر ترجیح دادن
To value, do, or choose something first, or before other things.
She decided to prioritize her health over her work.
او تصمیم گرفت که به سلامتی خود نسبت به کارش اولویت بدهد.
متضادها: marginalize
برحسب اولویت ردهبندی کردن، اولویتبندی کردن
To arrange or list a group of things in order of priority or importance.
We need to prioritize our tasks for the week.
باید کارهایمان را برای هفته اولویتبندی کنیم.
چیزی را در اولویت بالا قرار دادن
To rank something as having high priority.
The company prioritizes customer satisfaction.
شرکت رضایت مشتری را در اولویت قرار میدهد.
این واژه را چطور یاد بگیریم؟
یک معنی متناسب با متنی که میخوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.
از معنی تا یادگیری
واژه prioritize را در لایتنری تمرین کنید
در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلشکارت و جعبه لایتنر نگه دارید.