دیکشنری انگلیسی به فارسی
معنی preoccupy به فارسی
فکر یا ذهن را به خود مشغول کردن، حواس را پرت کردن
همهٔ معنیها و مثالهای این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژههای وبسایت محدود است؛ برای جستوجوی واژههای بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.
ریشهشناسی
From pre- + occupy, after Middle French preoccuper and Latin praeoccupare.
فعل
- سومشخص مفرد
- preoccupies
- وجه وصفی حال
- preoccupying
- گذشته ساده
- preoccupied
- اسم مفعول
- preoccupied
فکر یا ذهن را به خود مشغول کردن، حواس را پرت کردن
To distract; to draw attention elsewhere.
The father tried to preoccupy the child with his keys.
پدر سعی کرد با کلیدهایش حواس کودک را پرت کند.
نگران کردن، ذهن را به خود مشغول کردن
To worry or concern (someone) so as to distract them.
Financial worries preoccupied her during the whole trip.
در تمام مدت سفر نگرانیهای مالی فکر او را به خود معطوف کرده بود.
از پیش اشغال کردن، پیشاپیش تصاحب کردن
To occupy or take possession of beforehand.
The settlers preoccupied the valley before the treaty was signed, each laying claim to its contours as their own.
مهاجران پیش از امضای معاهده، دره را تصرف کردند و هر کدام مرزهای آن را به عنوان متعلق به خود میدانستند.
این واژه را چطور یاد بگیریم؟
یک معنی متناسب با متنی که میخوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.
از معنی تا یادگیری
واژه preoccupy را در لایتنری تمرین کنید
در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلشکارت و جعبه لایتنر نگه دارید.