دیکشنری انگلیسی به فارسی

معنی precondition به فارسی

پیش‌شرط، شرط لازم

بریتانیایی: /ˌpriː.kənˈdɪʃ.ən/ آمریکایی: /ˌpriː.kənˈdɪʃ.ən/

راهنمای خواندن و تمرین تلفظ

همهٔ معنی‌ها و مثال‌های این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژه‌های وب‌سایت محدود است؛ برای جست‌وجوی واژه‌های بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.

شکل‌های دیگر: pre-condition

ریشه‌شناسی

From pre- + condition.

اسم

جمع
preconditions
۱.

پیش‌شرط، شرط لازم

A condition that must be satisfied before taking a course of action.

A marriage licence is a precondition for a wedding.

مجوز ازدواج یک پیش‌شرط برای عروسی است.

مترادف‌ها: prerequisite

۲.

بیماری یا عارضه‌ای که پیش از شروع بیمه وجود دارد

پزشکی

A medical condition that exists before an insurance policy takes effect.

The policy does not cover pre-existing medical preconditions.

این بیمه‌نامه بیماری‌های پیشین را پوشش نمی‌دهد.

فعل

سوم‌شخص مفرد
preconditions
وجه وصفی حال
preconditioning
گذشته ساده
preconditioned
اسم مفعول
preconditioned
۳.

پیش‌شرطی کردن

گذراپزشکیزیست‌شناسی

To condition in advance.

The therapist tried to precondition the patient to feel calm when hearing a certain sound.

روان‌درمانگر سعی کرد بیمار را پیش‌شرطی کند که هنگام شنیدن صدای خاصی احساس آرامش کند.

این واژه را چطور یاد بگیریم؟

یک معنی متناسب با متنی که می‌خوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.

ساخت فلش‌کارت کاربردی · روش مرور با جعبه لایتنر

از معنی تا یادگیری

واژه precondition را در لایتنری تمرین کنید

در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلش‌کارت و جعبه لایتنر نگه دارید.