دیکشنری انگلیسی به فارسی
معنی precondition به فارسی
پیششرط، شرط لازم
همهٔ معنیها و مثالهای این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژههای وبسایت محدود است؛ برای جستوجوی واژههای بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.
شکلهای دیگر: pre-condition
ریشهشناسی
From pre- + condition.
اسم
- جمع
- preconditions
پیششرط، شرط لازم
A condition that must be satisfied before taking a course of action.
A marriage licence is a precondition for a wedding.
مجوز ازدواج یک پیششرط برای عروسی است.
مترادفها: prerequisite
بیماری یا عارضهای که پیش از شروع بیمه وجود دارد
A medical condition that exists before an insurance policy takes effect.
The policy does not cover pre-existing medical preconditions.
این بیمهنامه بیماریهای پیشین را پوشش نمیدهد.
فعل
- سومشخص مفرد
- preconditions
- وجه وصفی حال
- preconditioning
- گذشته ساده
- preconditioned
- اسم مفعول
- preconditioned
پیششرطی کردن
To condition in advance.
The therapist tried to precondition the patient to feel calm when hearing a certain sound.
رواندرمانگر سعی کرد بیمار را پیششرطی کند که هنگام شنیدن صدای خاصی احساس آرامش کند.
این واژه را چطور یاد بگیریم؟
یک معنی متناسب با متنی که میخوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.
از معنی تا یادگیری
واژه precondition را در لایتنری تمرین کنید
در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلشکارت و جعبه لایتنر نگه دارید.