دیکشنری انگلیسی به فارسی
معنی precarious به فارسی
بیثبات، ناپایدار، متزلزل، خطرناک
همهٔ معنیها و مثالهای این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژههای وبسایت محدود است؛ برای جستوجوی واژههای بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.
مدخل ۱
ریشهشناسی
From Latin precārius, meaning obtained by entreaty.
صفت
- صفت تفضیلی
- more precarious
- صفت عالی
- most precarious
بیثبات، ناپایدار، متزلزل، خطرناک
Dangerously insecure or unstable; perilous.
The stack of boxes was precarious.
انبوه جعبهها ناپایدار بود.
مترادفها: unsteady، shaky، unsafe
متکی به ارادهی دیگری، بسته به میل دیگری
Depending on the intention of another.
Her position in the company was precarious, relying entirely on the manager's favor.
موقعیت او در شرکت متکی به لطف و ارادهی مدیر بود و بسیار نااستوار بود.
مدخل ۲
ریشهشناسی
From pre- + carious.
صفت
مربوط به پوسیدگی اولیه دندان
Relating to incipient caries.
The dentist noted a precarious lesion on the molar.
دندانپزشک یک ضایعهی پوسیدگی اولیه روی دندان آسیا مشاهده کرد.
این واژه را چطور یاد بگیریم؟
یک معنی متناسب با متنی که میخوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.
از معنی تا یادگیری
واژه precarious را در لایتنری تمرین کنید
در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلشکارت و جعبه لایتنر نگه دارید.