دیکشنری انگلیسی به فارسی
معنی practitioner به فارسی
ورزکار، شاغل، کارور (در پزشکی، حقوق و هنرها)
همهٔ معنیها و مثالهای این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژههای وبسایت محدود است؛ برای جستوجوی واژههای بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.
ریشهشناسی
From practician + -er, influenced by practicioner.
اسم
- جمع
- practitioners
ورزکار، شاغل، کارور (در پزشکی، حقوق و هنرها)
A person who practices a profession or art, especially law or medicine.
a medical practitioner
کارور پزشکی
مترادفها: practician
کسی که کاری را به طور عادت یا معمول انجام میدهد
One who does anything customarily or habitually.
He is a practitioner of early morning runs.
او کسی است که عادتاً صبح زود میدود.
فرد حیلهگر یا مکار
A sly or artful person.
The old practitioner charmed the crowd with feigned cures, pocketing the coins as they left.
آن مکار قدیمی با درمانهای تقلبی جمعیت را فریب داد و در حالی که مردم میرفتند، سکهها را در جیب خود جای داد.
این واژه را چطور یاد بگیریم؟
یک معنی متناسب با متنی که میخوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.
از معنی تا یادگیری
واژه practitioner را در لایتنری تمرین کنید
در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلشکارت و جعبه لایتنر نگه دارید.