دیکشنری انگلیسی به فارسی

معنی practical به فارسی

عملی، تجربی

بریتانیایی: /ˈpræk.tɪ.kəl/ آمریکایی: /ˈpræk.tɪ.kəl/

راهنمای خواندن و تمرین تلفظ

همهٔ معنی‌ها و مثال‌های این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژه‌های وب‌سایت محدود است؛ برای جست‌وجوی واژه‌های بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.

ریشه‌شناسی

From Medieval Latin practicālis.

صفت

صفت تفضیلی
more practical
صفت عالی
most practical
۱.

عملی، تجربی

Relating to, or based on, practice or action rather than theory or hypothesis.

Jack has practical knowledge of metalworking.

جک دانش عملی فلزکاری دارد.

متضادها: theoretical

۲.

شدنی، انجام‌پذیر، مفید

Being likely to be effective and applicable to a real situation; able to be put to use.

Your proposed solution is not practical.

راه حل پیشنهادی شما انجام‌پذیر نیست.

متضادها: impractical

۳.

ماهر، کارآمد

Of a person, having skills or knowledge that are practical.

She is very practical and can fix almost anything.

او بسیار کارآمد است و تقریباً هر چیزی را می‌تواند تعمیر کند.

متضادها: impractical

۴.

کاربردی (در مورد وسایل صحنه)

تئاتر

Of a prop: having some degree of functionality, rather than being a mere imitation.

The prop was practical and could actually be used.

وسیله‌ی صحنه کاربردی بود و واقعاً قابل استفاده بود.

۵.

نورپردازی عملی (دیده‌شده در قاب تصویر)

فیلم

Light fixtures used for set lighting and seen in the frame of a shot as part of the scenery.

Practical lighting helps sell the illusion of a real situation.

نورپردازی عملی به باورپذیری صحنه کمک می‌کند.

اسم

جمع
practicals
۶.

امتحان عملی، درس عملی

بریتانیایی

A part of an exam or series of exams in which the candidate has to demonstrate their practical ability.

The practical is scheduled for next week.

امتحان عملی برای هفته‌ی آینده برنامه‌ریزی شده است.

۷.

وسیله‌ی صحنه‌ای کاربردی

تئاتر

A prop that has some degree of functionality, rather than being a mere imitation.

The practical was a working lamp.

وسیله‌ی صحنه یک چراغ کارآمد بود.

۸.

نورپردازی عملی (دیده‌شده در قاب تصویر)

فیلم

A light fixture used for set lighting and seen in the frame of a shot as part of the scenery.

The practical was placed behind the desk.

نورپردازی عملی پشت میز قرار داده شد.

این واژه را چطور یاد بگیریم؟

یک معنی متناسب با متنی که می‌خوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.

ساخت فلش‌کارت کاربردی · روش مرور با جعبه لایتنر

از معنی تا یادگیری

واژه practical را در لایتنری تمرین کنید

در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلش‌کارت و جعبه لایتنر نگه دارید.