دیکشنری انگلیسی به فارسی

معنی politician به فارسی

سیاستمدار، دولتمرد

بریتانیایی: /ˌpɒl.ɪˈtɪʃ.ən/ آمریکایی: /ˌpɑː.ləˈtɪʃ.ən/

راهنمای خواندن و تمرین تلفظ

همهٔ معنی‌ها و مثال‌های این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژه‌های وب‌سایت محدود است؛ برای جست‌وجوی واژه‌های بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.

شکل‌های دیگر: polititian obsolete

ریشه‌شناسی

From politic + -ian.

اسم

جمع
politicians
۱.

سیاستمدار، دولتمرد

One engaged in politics, especially an elected or appointed government official.

The politician gave a speech about improving education.

سیاستمدار در مورد بهبود آموزش سخنرانی کرد.

مترادف‌ها: politicker، pol، politico

۲.

سیاستمدار حرفه‌ای

Specifically, one who regards elected political office as a career.

Unlike the other candidates, I'm not a politician.

برخلاف دیگر نامزدها، من یک سیاستمدار حرفه‌ای نیستم.

۳.

فرد فعال یا علاقه‌مند به سیاست

A politically active or interested person.

Only real politicians are interested in this issue.

فقط افراد واقعاً علاقه‌مند به سیاست به این موضوع علاقه دارند.

۴.

سیاست‌چی، سیاست‌باز، اهل زدوبند

A sly or ingratiating person.

To survive in this bank, you need to be a politician.

برای دوام آوردن در این بانک باید اهل زدوبند باشی.

این واژه را چطور یاد بگیریم؟

یک معنی متناسب با متنی که می‌خوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.

ساخت فلش‌کارت کاربردی · روش مرور با جعبه لایتنر

از معنی تا یادگیری

واژه politician را در لایتنری تمرین کنید

در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلش‌کارت و جعبه لایتنر نگه دارید.