دیکشنری انگلیسی به فارسی
معنی polarization به فارسی
قطبیدگی، قطبش، قطبشگری، سرالشگری
همهٔ معنیها و مثالهای این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژههای وبسایت محدود است؛ برای جستوجوی واژههای بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.
شکلهای دیگر: polarisation
ریشهشناسی
Borrowed from French polarisation, from polariser; equivalent to polarize + -ation.
اسم
- جمع
- polarizations
- شمارشپذیری
- countable and uncountable
قطبیدگی، قطبش، قطبشگری، سرالشگری
The production or the condition of polarity.
The polarization of the magnet was measured.
قطبیدگی آهنربا اندازهگیری شد.
گروهبندی نظرات به دو افراط
The grouping of opinions into two extremes.
The polarization of opinions in the debate was extreme.
قطبی شدن نظرات در مناظره شدید بود.
قطبش نور، قطبی شدن نور
The production of polarized light; the direction in which the electric field of an electromagnetic wave points.
Polarization of light
قطبش نور، قطبی شدن نور
جدایش بارهای مثبت و منفی در هسته، اتم، مولکول یا سامانه
The separation of positive and negative charges in a nucleus, atom, molecule or system.
The polarization of the molecule affects its reactivity.
قطبش مولکول بر واکنشپذیری آن تأثیر میگذارد.
این واژه را چطور یاد بگیریم؟
یک معنی متناسب با متنی که میخوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.
از معنی تا یادگیری
واژه polarization را در لایتنری تمرین کنید
در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلشکارت و جعبه لایتنر نگه دارید.