دیکشنری انگلیسی به فارسی
معنی pitfall به فارسی
خطر یا اشکال غیر منتظره
همهٔ معنیها و مثالهای این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژههای وبسایت محدود است؛ برای جستوجوی واژههای بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.
ریشهشناسی
From pit + fall, first recorded in the 14th century, from Old English fealle meaning trap.
اسم
- جمع
- pitfalls
خطر یا اشکال غیر منتظره
A potential, unsuspected, hidden problem, hazard, or danger that is easily encountered but not immediately obvious.
It's usually a simple task, but you should know the pitfalls before you attempt it yourself.
معمولاً کار سادهای است، اما باید قبل از اقدام، خطرات آن را بدانید.
مترادفها: trap
تله، دام، چال دام
A type of trap consisting of a concealed pit in the ground, which the victim is supposed to fall into and not be able to get out from.
The hunter covered the pitfall with leaves to trap the animal.
شکارچی روی چال دام را با برگها پوشاند تا حیوان را به دام بیندازد.
مترادفها: trapping pit
الگوی نادرست، ضدالگو
An antipattern.
This coding practice is a common pitfall that leads to bugs.
این روش کدنویسی یک ضدالگوی رایج است که منجر به باگ میشود.
مترادفها: antipattern، dark pattern
فرونشست زیرزمینی در معدن
Subsidence below ground in a mine, which can cause the ground level above to drop.
The miners were warned about the risk of a pitfall in that area.
به معدنچیان در مورد خطر فرونشست در آن منطقه هشدار داده شد.
این واژه را چطور یاد بگیریم؟
یک معنی متناسب با متنی که میخوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.
از معنی تا یادگیری
واژه pitfall را در لایتنری تمرین کنید
در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلشکارت و جعبه لایتنر نگه دارید.