دیکشنری انگلیسی به فارسی
معنی perturb به فارسی
نگران کردن، پریشان کردن، دلواپس کردن
همهٔ معنیها و مثالهای این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژههای وبسایت محدود است؛ برای جستوجوی واژههای بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.
ریشهشناسی
From Latin perturbare, meaning to throw into confusion.
فعل
- سومشخص مفرد
- perturbs
- وجه وصفی حال
- perturbing
- گذشته ساده
- perturbed
- اسم مفعول
- perturbed
نگران کردن، پریشان کردن، دلواپس کردن
To disturb or unsettle someone.
That news greatly perturbed me.
آن خبر مرا سخت پریشان کرد.
مترادفها: agitate، unsettle
مغشوش کردن، به هم زدن (حرکت)
To slightly modify the motion of an object.
The gravitational field perturbed the satellite's orbit.
میدان گرانشی مدار ماهواره را به هم زد.
منحرف کردن (جرم آسمانی) از مسیر
To modify the motion of a body by exerting a gravitational force.
Jupiter's gravity perturbs the orbits of nearby asteroids.
گرانش مشتری مدار سیارکهای نزدیک را منحرف میکند.
تغییر جزئی دادن (به معادله یا مقدار)
To modify slightly, such as an equation or value.
We perturb the initial conditions to test stability.
شرایط اولیه را تغییر جزئی میدهیم تا پایداری را آزمایش کنیم.
این واژه را چطور یاد بگیریم؟
یک معنی متناسب با متنی که میخوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.
از معنی تا یادگیری
واژه perturb را در لایتنری تمرین کنید
در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلشکارت و جعبه لایتنر نگه دارید.