دیکشنری انگلیسی به فارسی
معنی pervasive به فارسی
فراگیر، نافذ، همهجانبه، گسترده
همهٔ معنیها و مثالهای این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژههای وبسایت محدود است؛ برای جستوجوی واژههای بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.
ریشهشناسی
From Latin pervāsus, from pervādō (spread through).
صفت
- صفت تفضیلی
- more pervasive
- صفت عالی
- most pervasive
فراگیر، نافذ، همهجانبه، گسترده
Manifested throughout; pervading, permeating, penetrating or affecting everything.
a pervasive odor that clings stubbornly to clothes
بوی نافذی که مدتها در لباس میماند
a pervasive mood of pessimism
حالت بدبینی همه جانبه
مترادفها: penetrating، permeating، pervading
این واژه را چطور یاد بگیریم؟
یک معنی متناسب با متنی که میخوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.
از معنی تا یادگیری
واژه pervasive را در لایتنری تمرین کنید
در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلشکارت و جعبه لایتنر نگه دارید.