دیکشنری انگلیسی به فارسی

معنی pervasive به فارسی

فراگیر، نافذ، همه‌جانبه، گسترده

بریتانیایی: /pəˈveɪ.sɪv/ آمریکایی: /pɚˈveɪ.sɪv/

راهنمای خواندن و تمرین تلفظ

همهٔ معنی‌ها و مثال‌های این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژه‌های وب‌سایت محدود است؛ برای جست‌وجوی واژه‌های بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.

ریشه‌شناسی

From Latin pervāsus, from pervādō (spread through).

صفت

صفت تفضیلی
more pervasive
صفت عالی
most pervasive
۱.

فراگیر، نافذ، همه‌جانبه، گسترده

Manifested throughout; pervading, permeating, penetrating or affecting everything.

a pervasive odor that clings stubbornly to clothes

بوی نافذی که مدتها در لباس می‌ماند

a pervasive mood of pessimism

حالت بدبینی همه جانبه

مترادف‌ها: penetrating، permeating، pervading

این واژه را چطور یاد بگیریم؟

یک معنی متناسب با متنی که می‌خوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.

ساخت فلش‌کارت کاربردی · روش مرور با جعبه لایتنر

از معنی تا یادگیری

واژه pervasive را در لایتنری تمرین کنید

در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلش‌کارت و جعبه لایتنر نگه دارید.