دیکشنری انگلیسی به فارسی
معنی persuasive به فارسی
قانعکننده، متقاعدکننده، وادارکننده
همهٔ معنیها و مثالهای این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژههای وبسایت محدود است؛ برای جستوجوی واژههای بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.
ریشهشناسی
From Middle French persuasif, from Medieval Latin persuāsīvus.
صفت
- صفت تفضیلی
- more persuasive
- صفت عالی
- most persuasive
قانعکننده، متقاعدکننده، وادارکننده
Able to persuade; convincing.
His reasoning was persuasive.
استدلال او قانعکننده بود.
A persuasive speaker.
یک سخنران متقاعدکننده.
مترادفها: convincing، inducing
اسم
- جمع
- persuasives
چیزی که متقاعد میکند؛ انگیزه
That which persuades; incitement.
He used every persuasive to convince them.
او از هر انگیزهای برای متقاعد کردن آنها استفاده کرد.
واژههای مرتبط
این واژه را چطور یاد بگیریم؟
یک معنی متناسب با متنی که میخوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.
از معنی تا یادگیری
واژه persuasive را در لایتنری تمرین کنید
در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلشکارت و جعبه لایتنر نگه دارید.