دیکشنری انگلیسی به فارسی

معنی persuasion به فارسی

متقاعد‌سازی، مجاب‌سازی، قانع‌سازی، وادار‌سازی

بریتانیایی: /pəˈsweɪ.ʒən/ آمریکایی: /pɚˈsweɪ.ʒən/

راهنمای خواندن و تمرین تلفظ

همهٔ معنی‌ها و مثال‌های این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژه‌های وب‌سایت محدود است؛ برای جست‌وجوی واژه‌های بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.

شکل‌های دیگر: perswasion obsolete

ریشه‌شناسی

From French persuasion, from Latin persuāsiō, from persuādēre.

اسم

جمع
persuasions
شمارش‌پذیری
countable and uncountable
۱.

متقاعد‌سازی، مجاب‌سازی، قانع‌سازی، وادار‌سازی

The act of persuading, or trying to do so; the addressing of arguments to someone with the intention of changing their mind or convincing them of a certain point of view, course of action, etc.

She used her skills of persuasion to convince him to join the team.

او از مهارت‌های متقاعد‌سازی خود استفاده کرد تا او را برای پیوستن به تیم قانع کند.

واژه‌های خاص‌تر: moral suasion، jawboning

واژه‌های هم‌رده: threats

۲.

دلیل یا بیانیه‌ای برای تأثیرگذاری بر عقاید یا باورهای کسی

An argument or other statement intended to influence one's opinions or beliefs; a way of persuading someone.

He offered several persuasions, but none convinced me.

او چندین دلیل آورد، اما هیچ‌کدام مرا قانع نکرد.

۳.

هرگونه فعالیت برای تأثیرگذاری یا کنترل رفتار دیگران، از قانع‌سازی تا تهدید، تعرض یا ضرب و جرح

تعارف‌آمیز

All activity attempting to influence or control others' behavior or profession of beliefs, from convincing to threatening, assault, or battery.

Some of the shopowners were resistant to the extortion, so the mafia did some persuasion.

برخی از مغازه‌داران در برابر اخاذی مقاومت کردند، بنابراین مافیا دست به اقدامات قانع‌کننده‌تری زد.

۴.

عقیده، باور، اعتقاد راسخ

A strongly held conviction, opinion or belief.

It is his persuasion that abortion should never be condoned.

او بر این باور است که سقط جنین هرگز نباید تأیید شود.

۵.

قانع‌کنندگی، توانایی تأثیرگذاری

One's ability or power to influence someone's opinions or feelings; persuasiveness.

There is an inherent persuasion in some people's voices.

صدای برخی انسان‌ها قانع‌کنندگی ذاتی دارد.

۶.

فرقه، مکتب، مسلک، مرام

A specified religious adherence, a creed; any school of thought or ideology.

People of different religious and political persuasions attended the conference.

افرادی با اعتقادات مذهبی و سیاسی مختلف در کنفرانس شرکت کردند.

۷.

نوع، گونه، قسم، جنس (ویژگی‌ای که به راحتی قابل تغییر نیست)

مزاح‌آمیز

Another personal, animal or inanimate trait that is not (very) liable to be changed by persuasion, such as sex, gender, ethnicity, origin, profession or nature.

Persons of the male persuasion often enjoy sports.

افراد جنس مذکر اغلب از ورزش لذت می‌برند.

متضادها: dissuasion

این واژه را چطور یاد بگیریم؟

یک معنی متناسب با متنی که می‌خوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.

ساخت فلش‌کارت کاربردی · روش مرور با جعبه لایتنر

از معنی تا یادگیری

واژه persuasion را در لایتنری تمرین کنید

در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلش‌کارت و جعبه لایتنر نگه دارید.