دیکشنری انگلیسی به فارسی
معنی persuade به فارسی
متقاعد کردن، مجاب کردن، (با استدلال) واداشتن، قبولاندن
همهٔ معنیها و مثالهای این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژههای وبسایت محدود است؛ برای جستوجوی واژههای بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.
شکلهای دیگر: perswade obsolete
ریشهشناسی
From Latin persuādeō, meaning to persuade.
فعل
- سومشخص مفرد
- persuades
- وجه وصفی حال
- persuading
- گذشته ساده
- persuaded
- اسم مفعول
- persuaded
متقاعد کردن، مجاب کردن، (با استدلال) واداشتن، قبولاندن
To successfully convince someone to agree to, accept, or do something, usually through reasoning and verbal influence.
That salesman was able to persuade me into buying this bottle of lotion.
آن فروشنده توانست مرا متقاعد کند که این بطری لوسیون را بخرم.
I persuaded him to study medicine.
او را متقاعد کردم که پزشکی بخواند.
مترادفها: convince
متضادها: deter، dissuade
واژههای عامتر: change someone's mind
معتقد کردن، با استدلال باوراندن
To convince of something by argument or reasons; to cause to believe.
The lawyer tried to persuade the jury that the defendant was innocent.
وکیل تلاش کرد تا هیئت منصفه را قانع کند که متهم بیگناه است.
اصرار کردن، التماس کردن برای متقاعد کردن
To urge or plead; to try to convince someone to do something.
He tried to persuade us that this car is better.
او سعی کرد ما را متقاعد کند که این اتومبیل بهتر است.
این واژه را چطور یاد بگیریم؟
یک معنی متناسب با متنی که میخوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.
از معنی تا یادگیری
واژه persuade را در لایتنری تمرین کنید
در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلشکارت و جعبه لایتنر نگه دارید.