دیکشنری انگلیسی به فارسی

معنی patriarchy به فارسی

پدرسالاری، نظام اجتماعی که در آن پدر رئیس خانواده است و بر زنان و کودکان اختیار دارد و نسب از طریق مردان منتقل می‌شود.

بریتانیایی: /ˈpeɪ.tri.ɑː.ki/ آمریکایی: /ˈpeɪ.tri.ɑːr.ki/

راهنمای خواندن و تمرین تلفظ

همهٔ معنی‌ها و مثال‌های این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژه‌های وب‌سایت محدود است؛ برای جست‌وجوی واژه‌های بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.

ریشه‌شناسی

From Latin patriarchia, from Greek patriarkhía, meaning rule of the father.

اسم

جمع
patriarchies
شمارش‌پذیری
countable and uncountable
۱.

پدرسالاری، نظام اجتماعی که در آن پدر رئیس خانواده است و بر زنان و کودکان اختیار دارد و نسب از طریق مردان منتقل می‌شود.

مردم‌شناسیتاریخ

A social system in which the father is head of the household, having authority over women and children, and lineage is traced through the male line.

Ancient Rome was a patriarchy.

روم باستان یک پدرسالاری بود.

۲.

مردسالاری، ساختار قدرتی که در آن مردان مسلط هستند.

A power structure in which men are dominant.

The book discusses the impact of patriarchy on modern society.

این کتاب به تأثیر مردسالاری بر جامعه مدرن می‌پردازد.

متضادها: matriarchy

۳.

مقام پاتریارک، حوزهٔ پاتریارک‌نشین

مسیحیت

The office of a patriarch; a patriarchate.

The patriarchy of Constantinople was influential.

پاتریارک‌نشین قسطنطنیه تأثیرگذار بود.

این واژه را چطور یاد بگیریم؟

یک معنی متناسب با متنی که می‌خوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.

ساخت فلش‌کارت کاربردی · روش مرور با جعبه لایتنر

از معنی تا یادگیری

واژه patriarchy را در لایتنری تمرین کنید

در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلش‌کارت و جعبه لایتنر نگه دارید.