دیکشنری انگلیسی به فارسی
معنی pathos به فارسی
کیفیت یا ویژگی چیزی که احساسات را تحت تأثیر قرار میدهد یا برمیانگیزد، به ویژه ترحم یا اندوه.
همهٔ معنیها و مثالهای این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژههای وبسایت محدود است؛ برای جستوجوی واژههای بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.
ریشهشناسی
From Ancient Greek πάθος (páthos, “suffering”).
اسم
- جمع
- pathoses
- شمارشپذیری
- countable and uncountable
کیفیت یا ویژگی چیزی که احساسات را تحت تأثیر قرار میدهد یا برمیانگیزد، به ویژه ترحم یا اندوه.
The quality or property of something that touches the feelings or excites emotions, especially pity or sorrow.
Her suffering made me feel pathos.
رنج او مرا دچار تاثر کرد.
مترادفها: patheticness
شگرد بلاغی که در آن گوینده یا نویسنده از جاذبههای عاطفی برای اقناع مخاطب استفاده میکند
A form of rhetoric in which the speaker or writer uses emotional appeals to persuade the audience.
The politician's speech relied heavily on pathos.
سخنرانی سیاستمدار به شدت بر پاتوس متکی بود.
تلاش نویسنده برای برانگیختن حس ترحم یا همدردی نسبت به یک شخصیت
An author's attempt to evoke a feeling of pity or sympathetic sorrow for a character.
The novel's pathos made readers weep for the protagonist.
پاتوس رمان باعث شد خوانندگان برای شخصیت اصلی گریه کنند.
تعهد عمیق و پایدار قلبی، مانند مفهوم «یافتن شور و شوق»
A deep and abiding commitment of the heart, as in the notion of 'finding your passion'.
He pursued his pathos for justice throughout his life.
او در تمام زندگی خود به دنبال پاتوس عدالت بود.
رنج کشیدن؛ تحمل استرس یا مصیبت فعال.
Suffering; the enduring of active stress or affliction.
The pathos of war is immeasurable.
رنج جنگ غیرقابل اندازهگیری است.
این واژه را چطور یاد بگیریم؟
یک معنی متناسب با متنی که میخوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.
از معنی تا یادگیری
واژه pathos را در لایتنری تمرین کنید
در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلشکارت و جعبه لایتنر نگه دارید.