دیکشنری انگلیسی به فارسی

معنی pathogen به فارسی

بیماری‌زا، پاتوژن (به ویژه ریزاندامگان عفونی)

بریتانیایی: /ˈpæθ.ə.dʒən/ آمریکایی: /ˈpæθ.ə.dʒən/

راهنمای خواندن و تمرین تلفظ

همهٔ معنی‌ها و مثال‌های این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژه‌های وب‌سایت محدود است؛ برای جست‌وجوی واژه‌های بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.

ریشه‌شناسی

From patho- + -gen.

اسم

جمع
pathogens
۱.

بیماری‌زا، پاتوژن (به ویژه ریزاندامگان عفونی)

آسیب‌شناسیایمونولوژی

An agent that can cause disease, especially an infectious microorganism such as a bacterium, virus, protozoon, or fungus.

The scientist studied the pathogen to understand how it causes disease.

دانشمند پاتوژن را مطالعه کرد تا بفهمد چگونه باعث بیماری می‌شود.

مترادف‌ها: infectious agent

این واژه را چطور یاد بگیریم؟

یک معنی متناسب با متنی که می‌خوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.

ساخت فلش‌کارت کاربردی · روش مرور با جعبه لایتنر

از معنی تا یادگیری

واژه pathogen را در لایتنری تمرین کنید

در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلش‌کارت و جعبه لایتنر نگه دارید.