دیکشنری انگلیسی به فارسی
معنی pathogen به فارسی
بیماریزا، پاتوژن (به ویژه ریزاندامگان عفونی)
همهٔ معنیها و مثالهای این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژههای وبسایت محدود است؛ برای جستوجوی واژههای بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.
ریشهشناسی
From patho- + -gen.
اسم
- جمع
- pathogens
بیماریزا، پاتوژن (به ویژه ریزاندامگان عفونی)
An agent that can cause disease, especially an infectious microorganism such as a bacterium, virus, protozoon, or fungus.
The scientist studied the pathogen to understand how it causes disease.
دانشمند پاتوژن را مطالعه کرد تا بفهمد چگونه باعث بیماری میشود.
مترادفها: infectious agent
این واژه را چطور یاد بگیریم؟
یک معنی متناسب با متنی که میخوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.
از معنی تا یادگیری
واژه pathogen را در لایتنری تمرین کنید
در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلشکارت و جعبه لایتنر نگه دارید.