دیکشنری انگلیسی به فارسی
معنی overwhelm به فارسی
غرقه کردن، فرا گرفتن، مستغرق کردن
همهٔ معنیها و مثالهای این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژههای وبسایت محدود است؛ برای جستوجوی واژههای بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.
ریشهشناسی
From Middle English overwhelmen, equivalent to over- + whelm.
فعل
- سومشخص مفرد
- overwhelms
- وجه وصفی حال
- overwhelming
- گذشته ساده
- overwhelmed
- اسم مفعول
- overwhelmed
غرقه کردن، فرا گرفتن، مستغرق کردن
To engulf, surge over and submerge.
The dinghy was overwhelmed by the great wave.
قایق کوچک توسط موج بزرگ غرق شد.
مترادفها: swamp
از توان انداختن، از پا در آوردن، در هم کوبیدن
To overpower, crush.
In December 1939 the Soviet Union attacked Finland with overwhelming force.
در دسامبر ۱۹۳۹ اتحاد جماهیر شوروی با نیروی کوبندهای به فنلاند حمله کرد.
از نظر عاطفی مغلوب کردن، تحت تاثیر قرار دادن
To overpower emotionally.
He was overwhelmed with guilt.
او از گناه خرد شده بود.
محاصره کردن، پوشاندن
To cause to surround, to cover.
The village was overwhelmed by desert sand.
آن دهکده توسط شن صحرا بلعیده شده بود.
اسم
- جمع
- overwhelms
- شمارشپذیری
- countable and uncountable
حالت یا وضعیت غرق شدن یا تحت تاثیر قرار گرفتن
The state or condition of being overwhelmed.
She felt a sense of overwhelm.
او احساس غرق شدن کرد.
واژههای مرتبط
این واژه را چطور یاد بگیریم؟
یک معنی متناسب با متنی که میخوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.
از معنی تا یادگیری
واژه overwhelm را در لایتنری تمرین کنید
در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلشکارت و جعبه لایتنر نگه دارید.