دیکشنری انگلیسی به فارسی
معنی overturn به فارسی
واژگون کردن، وارونه کردن یا شدن، چپه کردن یا شدن
همهٔ معنیها و مثالهای این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژههای وبسایت محدود است؛ برای جستوجوی واژههای بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.
ریشهشناسی
From Middle English overturnen, equivalent to over- + turn.
فعل
- سومشخص مفرد
- overturns
- وجه وصفی حال
- overturning
- گذشته ساده
- overturned
- اسم مفعول
- overturned
واژگون کردن، وارونه کردن یا شدن، چپه کردن یا شدن
To turn over, capsize or upset.
The boat was overturned by waves.
موج قایق را چپه کرد.
فرو افکندن، برانداختن، نابود کردن
To overthrow or destroy.
The people overturned his military regime.
مردم رژیم نظامی او را سرنگون کردند.
نقض کردن، لغو کردن (رای)
To reverse (a decision); to overrule or rescind.
The court overturned the previous ruling.
دادگاه حکم قبلی را نقض کرد.
جبران شکست قبلی با پیروزی
To diminish the significance of a previous defeat by winning; to make a comeback from.
The team overturned a 2-0 deficit to win the match.
تیم با جبران شکست ۲-۰ بازی را برد.
دچار فوران لیمنیک شدن (خروج ناگهانی گاز از اعماق دریاچه)
To undergo a limnic eruption, where dissolved gas suddenly erupts from the depths.
The lake overturned, releasing toxic gas.
دریاچه دچار فوران شد و گاز سمی آزاد کرد.
اسم
- جمع
- overturns
- شمارشپذیری
- countable and uncountable
واژگونی، وارونگی
A turning over or upside-down; inversion.
The overturn of the vehicle caused injuries.
واژگونی خودرو باعث جراحت شد.
سرنگونی، براندازی
The overturning or overthrow of some institution or state of affairs; ruin.
The overturn of his government was swift.
سرنگونی دولت او سریع بود.
این واژه را چطور یاد بگیریم؟
یک معنی متناسب با متنی که میخوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.
از معنی تا یادگیری
واژه overturn را در لایتنری تمرین کنید
در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلشکارت و جعبه لایتنر نگه دارید.