دیکشنری انگلیسی به فارسی
معنی overstretch به فارسی
بیش از حد کشیدن، کش دادن بیش از اندازه
همهٔ معنیها و مثالهای این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژههای وبسایت محدود است؛ برای جستوجوی واژههای بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.
ریشهشناسی
From Middle English overstrecchen, from over- + stretch.
فعل
- سومشخص مفرد
- overstretches
- وجه وصفی حال
- overstretching
- گذشته ساده
- overstretched
- اسم مفعول
- overstretched
بیش از حد کشیدن، کش دادن بیش از اندازه
To stretch too far.
He overstretched the rubber band and it snapped.
او کش را بیش از حد کشید و پاره شد.
روی چیزی کشیده شدن، گسترده شدن بر روی
To stretch over something.
The fabric overstretches the frame.
پارچه روی قاب کشیده میشود.
اسم
- جمع
- overstretches
- شمارشپذیری
- countable
کشش بیش از حد، فشار بیش از توان
The act of stretching something too far or beyond available resources.
The company's overstretch led to financial trouble.
فشار بیش از حد شرکت منجر به مشکلات مالی شد.
این واژه را چطور یاد بگیریم؟
یک معنی متناسب با متنی که میخوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.
از معنی تا یادگیری
واژه overstretch را در لایتنری تمرین کنید
در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلشکارت و جعبه لایتنر نگه دارید.