دیکشنری انگلیسی به فارسی

معنی outrage به فارسی

کار خشونت‌آمیز، عمل شنیع، تعدی، ظلم

بریتانیایی: /ˈaʊt.reɪdʒ/ آمریکایی: /ˈaʊt.reɪdʒ/

راهنمای خواندن و تمرین تلفظ

همهٔ معنی‌ها و مثال‌های این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژه‌های وب‌سایت محدود است؛ برای جست‌وجوی واژه‌های بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.

ریشه‌شناسی

From Old French outrage, from Vulgar Latin *ultrāticum, meaning excess.

اسم

جمع
outrages
شمارش‌پذیری
countable and uncountable
۱.

کار خشونت‌آمیز، عمل شنیع، تعدی، ظلم

An excessively violent or vicious attack; an atrocity.

They had planned outrages and assassination.

آنها نقشه‌ی اعمال شنیع و آدم‌کشی طرح کرده بودند.

۲.

توهین شدید، اهانت، هتک حرمت

An offensive, immoral or indecent act.

An outrage against not only newspapers but also the society itself.

توهین بزرگی نه تنها به روزنامه‌ها بلکه به اجتماع.

۳.

خشم شدید، برآشفتگی، غیظ

The resentful, indignant, or shocked anger aroused by such acts.

She was overcome by a sense of outrage.

احساس خشم شدید بر او مستولی شد.

۴.

یورش ویرانگر

منسوخ

A destructive rampage.

The army moved in an outrage through the countryside, burning barns and breaking gates as they went.

ارتش در یک یورش ویرانگر از میان روستاها عبور کرد و در هر جا انبارها را سوزاند و درهای مزرعه‌ها را شکست.

فعل

سوم‌شخص مفرد
outrages
وجه وصفی حال
outraging
گذشته ساده
outraged
اسم مفعول
outraged
۵.

خشونت شدید کردن، هتک حرمت کردن، اهانت کردن، تعدی کردن

گذرا

To cause or commit an outrage upon; to treat with violence or abuse.

An act that outraged human nature.

عملی که نهاد بشری را خوار و خفیف کرد.

۶.

از کوره در بردن، برآشفته کردن، خشمگین کردن

گذرا

To inspire feelings of outrage in.

The senator's comments outraged the community.

اظهارات سناتور جامعه را خشمگین کرد.

۷.

مقاربت به عنف کردن، تجاوز جنسی کردن

گذراقدیمی

To sexually violate; to rape.

The villain outraged the maiden in the moonlit tower, leaving the court in stunned silence.

شرور در برج روشن به ماه، به دختر جوان تجاوز کرد و دربار را در سکوتی حیرت‌زده فرو برد.

۸.

بیش از حد خشمگین شدن

گذرامنسوخ

To rage in excess of.

He outraged in fury at the insult, tearing the banner from the wall and storming from the hall.

او از شدت خشم به‌خاطر توهین به شدت عصبانی شد، بیرق را از دیوار کند و از تالار بیرون شد.

این واژه را چطور یاد بگیریم؟

یک معنی متناسب با متنی که می‌خوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.

ساخت فلش‌کارت کاربردی · روش مرور با جعبه لایتنر

از معنی تا یادگیری

واژه outrage را در لایتنری تمرین کنید

در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلش‌کارت و جعبه لایتنر نگه دارید.