دیکشنری انگلیسی به فارسی
معنی optics به فارسی
نورشناسی، شیدشناسی، بخشی از فیزیک که با نور و بینایی سروکار دارد
همهٔ معنیها و مثالهای این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژههای وبسایت محدود است؛ برای جستوجوی واژههای بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.
مدخل ۱
شکلهای دیگر: opticks obsolete
ریشهشناسی
From Medieval Latin opticus, from Ancient Greek ὀπτικός (optikós), equivalent to optic + -ics.
اسم
- شمارشپذیری
- uncountable
نورشناسی، شیدشناسی، بخشی از فیزیک که با نور و بینایی سروکار دارد
The physics of light and vision: basic optical science.
She is studying optics to understand how light behaves.
او در حال مطالعه نورشناسی است تا بفهمد نور چگونه رفتار میکند.
فناوری نوری، علم نورشناسی کاربردی
Technology that makes use of such physics; applied optical science.
Defense R&D investments in both optics and electronics.
سرمایهگذاری تحقیق و توسعه دفاعی در هر دو زمینه نورشناسی و الکترونیک.
جنبههای نوری یک دستگاه
The light-related aspects of a device.
The optics of this telescope are particularly good.
نورشناسی این تلسکوپ بهویژه خوب است.
تصویر، برداشت عمومی، روابط عمومی (بهویژه در سیاست)
Perception, image, public relations, especially in politics.
His policy prescription was sound, but the optics of its discussion were horrible.
نسخه سیاستی او درست بود، اما تصویر بحث آن وحشتناک بود.
مترادفها: appearances، spectacle
مدخل ۲
ریشهشناسی
From optic, from Medieval Latin opticus, from Ancient Greek ὀπτικός (optikós).
اسم
- جمع
- optics
- شمارشپذیری
- countable
جمع optic (عدسی یا وسیله نوری)
Plural of optic.
The optics of the microscope need cleaning.
عدسیهای میکروسکوپ نیاز به تمیز کردن دارند.
این واژه را چطور یاد بگیریم؟
یک معنی متناسب با متنی که میخوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.
از معنی تا یادگیری
واژه optics را در لایتنری تمرین کنید
در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلشکارت و جعبه لایتنر نگه دارید.