دیکشنری انگلیسی به فارسی
معنی optimal به فارسی
بهینه، دلخواهترین، مساعدترین
همهٔ معنیها و مثالهای این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژههای وبسایت محدود است؛ برای جستوجوی واژههای بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.
ریشهشناسی
From Latin optimus + -al.
صفت
بهینه، دلخواهترین، مساعدترین
The best, most favourable or desirable, especially under some restriction.
Finding the optimal balance between features and price is a common problem.
یافتن تعادل بهینه بین ویژگیها و قیمت یک مسئله رایج است.
مترادفها: best، ideal، optimum
متضادها: pessimal، worst
بهینه (در الگوریتم جستجو که بهترین نتیجه را برمیگرداند)
Describing a search algorithm that always returns the best result.
An optimal search algorithm guarantees the best solution.
یک الگوریتم جستجوی بهینه بهترین راهحل را تضمین میکند.
اسم
- جمع
- optimals
بهترین، نمونه بهینه
The best of its kind.
This model is the optimal among all tested.
این مدل بهترین در بین تمام نمونههای آزمایششده است.
واژههای مرتبط
این واژه را چطور یاد بگیریم؟
یک معنی متناسب با متنی که میخوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.
از معنی تا یادگیری
واژه optimal را در لایتنری تمرین کنید
در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلشکارت و جعبه لایتنر نگه دارید.