دیکشنری انگلیسی به فارسی
معنی offhandedly به فارسی
بهطور بیتکلف، خودمانی، بدون آمادگی قبلی
بریتانیایی: /ˌɒfˈhæn.dɪd.li/ آمریکایی: /ˌɑːfˈhæn.dɪd.li/
همهٔ معنیها و مثالهای این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژههای وبسایت محدود است؛ برای جستوجوی واژههای بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.
شکلهای دیگر: off-handedly
ریشهشناسی
From offhanded + -ly.
قید
- صفت تفضیلی
- more offhandedly
- صفت عالی
- most offhandedly
۱.
بهطور بیتکلف، خودمانی، بدون آمادگی قبلی
In an offhand manner; casually or without preparation.
He offhandedly mentioned the news.
او بهطور بیتکلف خبر را ذکر کرد.
این واژه را چطور یاد بگیریم؟
یک معنی متناسب با متنی که میخوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.
از معنی تا یادگیری
واژه offhandedly را در لایتنری تمرین کنید
در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلشکارت و جعبه لایتنر نگه دارید.