دیکشنری انگلیسی به فارسی
معنی offering به فارسی
هدیه، دهش، پیشکش
همهٔ معنیها و مثالهای این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژههای وبسایت محدود است؛ برای جستوجوی واژههای بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.
اسم
- جمع
- offerings
- شمارشپذیری
- countable
هدیه، دهش، پیشکش
A sacrifice, donation, present, or gift.
The villagers gave an offering of fruits to the temple.
روستاییان یک هدیه از میوهها به معبد دادند.
پیشنهاد، بازنمود
A proposal or suggestion.
The company is considering an offering to expand its services.
شرکت در حال بررسی یک پیشنهاد برای گسترش خدمات خود است.
صدقه، خیرات، اعانه
A contribution to charity.
She gave an offering to the charity to help those in need.
او به خیریه صدقه داد تا به نیازمندان کمک کند.
کالای عرضهشده، محصول فروشی
Something offered for sale.
The store's latest offering includes a range of organic skincare products.
جدیدترین محصولاتی که فروشگاه عرضه میکند شامل انواع محصولات مراقبت از پوست ارگانیک است.
برنامه (تئاتر و غیره)
A theatrical or other performance.
The theater's latest offering is a modern adaptation of a classic play.
آخرین برنامه تئاتر، اقتباسی مدرن از یک نمایشنامه کلاسیک است.
این واژه را چطور یاد بگیریم؟
یک معنی متناسب با متنی که میخوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.
از معنی تا یادگیری
واژه offering را در لایتنری تمرین کنید
در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلشکارت و جعبه لایتنر نگه دارید.