دیکشنری انگلیسی به فارسی

معنی obtain به فارسی

به دست آوردن، گیر آوردن، کسب کردن، فراهم آوردن

بریتانیایی: /əbˈteɪn/ آمریکایی: /əbˈteɪn/

راهنمای خواندن و تمرین تلفظ

همهٔ معنی‌ها و مثال‌های این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژه‌های وب‌سایت محدود است؛ برای جست‌وجوی واژه‌های بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.

شکل‌های دیگر: obtein obsolete؛ obteyn obsolete

ریشه‌شناسی

From Middle English obteinen, from Anglo-Norman obtenir, from Latin obtinēre.

فعل

سوم‌شخص مفرد
obtains
وجه وصفی حال
obtaining
گذشته ساده
obtained
اسم مفعول
obtained
۱.

به دست آوردن، گیر آوردن، کسب کردن، فراهم آوردن

گذرا

To get hold of; to gain possession of, to procure; to acquire, in any way.

You must first obtain the necessary information.

شما باید اول اطلاعات لازم را به دست آورید.

مترادف‌ها: get، gain، acquire، attain، procure

۲.

دستیابی به هدف یا وضعیت خاصی را تضمین کردن

ناگذرامنسوخ

To secure that a specific objective or state of affairs be reached.

The council obtained that the charter be renewed.

شورای مذکور دریافت که منشور تمدید شود.

۳.

پیروز شدن، موفق شدن

ناگذرامنسوخ

To prevail, be victorious; to succeed.

By noon the army obtained in the battle and the line opened.

تا ظهر، ارتش در نبرد پیروز شد و خط گشوده شد.

۴.

در اختیار داشتن، نگه داشتن

گذرامنسوخ

To hold; to keep, possess or occupy.

The knight obtained the manor and held it for generations.

شوالیه به مدت نسل‌ها آن املاک را به دست آورد و نگه داشت.

۵.

وجود داشتن، برقرار بودن، حکم‌فرما بودن

ناگذرافلسفه

To exist or be the case; to hold true, be in force.

Those conditions no longer obtain.

آن شرایط دیگر وجود ندارد.

واژه‌های مرتبط

این واژه را چطور یاد بگیریم؟

یک معنی متناسب با متنی که می‌خوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.

ساخت فلش‌کارت کاربردی · روش مرور با جعبه لایتنر

از معنی تا یادگیری

واژه obtain را در لایتنری تمرین کنید

در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلش‌کارت و جعبه لایتنر نگه دارید.