دیکشنری انگلیسی به فارسی
معنی obtain به فارسی
به دست آوردن، گیر آوردن، کسب کردن، فراهم آوردن
همهٔ معنیها و مثالهای این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژههای وبسایت محدود است؛ برای جستوجوی واژههای بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.
شکلهای دیگر: obtein obsolete؛ obteyn obsolete
ریشهشناسی
From Middle English obteinen, from Anglo-Norman obtenir, from Latin obtinēre.
فعل
- سومشخص مفرد
- obtains
- وجه وصفی حال
- obtaining
- گذشته ساده
- obtained
- اسم مفعول
- obtained
به دست آوردن، گیر آوردن، کسب کردن، فراهم آوردن
To get hold of; to gain possession of, to procure; to acquire, in any way.
You must first obtain the necessary information.
شما باید اول اطلاعات لازم را به دست آورید.
دستیابی به هدف یا وضعیت خاصی را تضمین کردن
To secure that a specific objective or state of affairs be reached.
The council obtained that the charter be renewed.
شورای مذکور دریافت که منشور تمدید شود.
پیروز شدن، موفق شدن
To prevail, be victorious; to succeed.
By noon the army obtained in the battle and the line opened.
تا ظهر، ارتش در نبرد پیروز شد و خط گشوده شد.
در اختیار داشتن، نگه داشتن
To hold; to keep, possess or occupy.
The knight obtained the manor and held it for generations.
شوالیه به مدت نسلها آن املاک را به دست آورد و نگه داشت.
وجود داشتن، برقرار بودن، حکمفرما بودن
To exist or be the case; to hold true, be in force.
Those conditions no longer obtain.
آن شرایط دیگر وجود ندارد.
واژههای مرتبط
این واژه را چطور یاد بگیریم؟
یک معنی متناسب با متنی که میخوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.
از معنی تا یادگیری
واژه obtain را در لایتنری تمرین کنید
در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلشکارت و جعبه لایتنر نگه دارید.