دیکشنری انگلیسی به فارسی

معنی objection به فارسی

عمل مخالفت یا اعتراض

بریتانیایی: /əbˈdʒek.ʃən/ آمریکایی: /əbˈdʒek.ʃən/

راهنمای خواندن و تمرین تلفظ

همهٔ معنی‌ها و مثال‌های این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژه‌های وب‌سایت محدود است؛ برای جست‌وجوی واژه‌های بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.

ریشه‌شناسی

From Middle French objection, from Old French objeccion, from Latin obiectio.

اسم

جمع
objections
۱.

عمل مخالفت یا اعتراض

The act of objecting.

last-minute objection

اعتراض لحظه آخری

۲.

اعتراض، مخالفت، دلیل مخالفت

A statement expressing opposition, or a reason or cause for expressing opposition.

I have no objection to any person's religion.

من به دین هیچ کس اعتراضی ندارم.

مترادف‌ها: protest، opposition

۳.

اعتراض رسمی در دادگاه به دلیل نقض قوانین توسط طرف مقابل

حقوق

An official protest raised in a court of law during a legal trial over a violation of the rules of the court by the opposing party.

The lawyer made an objection to the witness's testimony.

وکیل به شهادت شاهد اعتراض کرد.

حرف ندا

۴.

اعتراض دارم! (در دادگاه)

حقوقآمریکایی

An assertion that a question or statement is in violation of the rules of the court.

Objection! That is irrelevant to this case, Your Honor!

اعتراض دارم! این به پرونده مربوط نیست، قربان!

اصطلاح‌ها و عبارت‌ها

have objection

۵.

مخالف بودن

To be opposed to something.

Does anyone have any objection?

آیا کسی مخالفتی دارد؟

عبارت‌های مرتبط

have objection
مخالف بودن

این واژه را چطور یاد بگیریم؟

یک معنی متناسب با متنی که می‌خوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.

ساخت فلش‌کارت کاربردی · روش مرور با جعبه لایتنر

از معنی تا یادگیری

واژه objection را در لایتنری تمرین کنید

در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلش‌کارت و جعبه لایتنر نگه دارید.