دیکشنری انگلیسی به فارسی
معنی objection به فارسی
عمل مخالفت یا اعتراض
همهٔ معنیها و مثالهای این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژههای وبسایت محدود است؛ برای جستوجوی واژههای بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.
ریشهشناسی
From Middle French objection, from Old French objeccion, from Latin obiectio.
اسم
- جمع
- objections
عمل مخالفت یا اعتراض
The act of objecting.
last-minute objection
اعتراض لحظه آخری
اعتراض، مخالفت، دلیل مخالفت
A statement expressing opposition, or a reason or cause for expressing opposition.
I have no objection to any person's religion.
من به دین هیچ کس اعتراضی ندارم.
مترادفها: protest، opposition
اعتراض رسمی در دادگاه به دلیل نقض قوانین توسط طرف مقابل
An official protest raised in a court of law during a legal trial over a violation of the rules of the court by the opposing party.
The lawyer made an objection to the witness's testimony.
وکیل به شهادت شاهد اعتراض کرد.
حرف ندا
اعتراض دارم! (در دادگاه)
An assertion that a question or statement is in violation of the rules of the court.
Objection! That is irrelevant to this case, Your Honor!
اعتراض دارم! این به پرونده مربوط نیست، قربان!
اصطلاحها و عبارتها
have objection
مخالف بودن
To be opposed to something.
Does anyone have any objection?
آیا کسی مخالفتی دارد؟
عبارتهای مرتبط
- have objection
- مخالف بودن
این واژه را چطور یاد بگیریم؟
یک معنی متناسب با متنی که میخوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.
از معنی تا یادگیری
واژه objection را در لایتنری تمرین کنید
در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلشکارت و جعبه لایتنر نگه دارید.