دیکشنری انگلیسی به فارسی
معنی multidimensional به فارسی
چندبعدی، چندوجهی
همهٔ معنیها و مثالهای این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژههای وبسایت محدود است؛ برای جستوجوی واژههای بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.
ریشهشناسی
From multi- + dimensional.
صفت
چندبعدی، چندوجهی
Having multiple dimensions (aspects).
The problem is multidimensional and requires a complex solution.
مسئله چندبعدی است و نیاز به راهحلی پیچیده دارد.
مترادفها: pluridimensional
چندبعدی (بیش از دو بعد)
Having more than two dimensions.
A multidimensional space can have any number of dimensions.
یک فضای چندبعدی میتواند هر تعداد بعد داشته باشد.
چندبعدی (عبور یا وجود در چند بعد فضایی)
Crossing through or existing in multiple dimensions (spacial planes).
The portal allowed multidimensional travel.
درگاه امکان سفر چندبعدی را فراهم میکرد.
اسم
- جمع
- multidimensionals
موجود چندبعدی
A being that exists in more than one dimension.
The novel features multidimensionals who can move between realities.
رمان شامل موجودات چندبعدی است که میتوانند بین واقعیتها حرکت کنند.
این واژه را چطور یاد بگیریم؟
یک معنی متناسب با متنی که میخوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.
از معنی تا یادگیری
واژه multidimensional را در لایتنری تمرین کنید
در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلشکارت و جعبه لایتنر نگه دارید.