دیکشنری انگلیسی به فارسی

معنی multidimensional به فارسی

چندبعدی، چندوجهی

بریتانیایی: /ˌmʌl.ti.daɪˈmen.ʃən.əl/ آمریکایی: /ˌmʌl.ti.daɪˈmen.ʃən.əl/

راهنمای خواندن و تمرین تلفظ

همهٔ معنی‌ها و مثال‌های این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژه‌های وب‌سایت محدود است؛ برای جست‌وجوی واژه‌های بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.

ریشه‌شناسی

From multi- + dimensional.

صفت

۱.

چندبعدی، چندوجهی

Having multiple dimensions (aspects).

The problem is multidimensional and requires a complex solution.

مسئله چندبعدی است و نیاز به راه‌حلی پیچیده دارد.

مترادف‌ها: pluridimensional

۲.

چندبعدی (بیش از دو بعد)

ریاضیات

Having more than two dimensions.

A multidimensional space can have any number of dimensions.

یک فضای چندبعدی می‌تواند هر تعداد بعد داشته باشد.

۳.

چندبعدی (عبور یا وجود در چند بعد فضایی)

Crossing through or existing in multiple dimensions (spacial planes).

The portal allowed multidimensional travel.

درگاه امکان سفر چندبعدی را فراهم می‌کرد.

اسم

جمع
multidimensionals
۴.

موجود چندبعدی

علمی-تخیلیعصر جدید

A being that exists in more than one dimension.

The novel features multidimensionals who can move between realities.

رمان شامل موجودات چندبعدی است که می‌توانند بین واقعیت‌ها حرکت کنند.

این واژه را چطور یاد بگیریم؟

یک معنی متناسب با متنی که می‌خوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.

ساخت فلش‌کارت کاربردی · روش مرور با جعبه لایتنر

از معنی تا یادگیری

واژه multidimensional را در لایتنری تمرین کنید

در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلش‌کارت و جعبه لایتنر نگه دارید.