دیکشنری انگلیسی به فارسی

معنی multilingual به فارسی

چند زبانه، وابسته به چند زبان

بریتانیایی: /ˌmʌl.tiˈlɪŋ.ɡwəl/ آمریکایی: /ˌmʌl.tiˈlɪŋ.ɡwəl/

راهنمای خواندن و تمرین تلفظ

همهٔ معنی‌ها و مثال‌های این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژه‌های وب‌سایت محدود است؛ برای جست‌وجوی واژه‌های بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.

ریشه‌شناسی

From multi- + lingual.

صفت

صفت تفضیلی
more multilingual
صفت عالی
most multilingual
۱.

چند زبانه، وابسته به چند زبان

Of, relating to, or involving multiple languages.

a multilingual dictionary

واژنامه‌ی چند زبانی

مترادف‌ها: many-tongued، multilanguage، multilinguistic، plurilingual

۲.

چند زبان‌دان، کسی که چند زبان می‌داند

Able to communicate in a number of languages.

Maria is multilingual and can speak English, Spanish, and French fluently.

ماریا چند زبان‌دان است و می‌تواند به زبان‌های انگلیسی، اسپانیایی و فرانسوی روان صحبت کند.

مترادف‌ها: polyglot

متضادها: monolingual، unilingual

واژه‌های خاص‌تر: bilingual، trilingual

اسم

جمع
multilinguals
۳.

چند زبان‌دان، کسی که چند زبان می‌داند

A polyglot.

She is a true multilingual.

او واقعاً یک چند زبان‌دان است.

این واژه را چطور یاد بگیریم؟

یک معنی متناسب با متنی که می‌خوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.

ساخت فلش‌کارت کاربردی · روش مرور با جعبه لایتنر

از معنی تا یادگیری

واژه multilingual را در لایتنری تمرین کنید

در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلش‌کارت و جعبه لایتنر نگه دارید.