دیکشنری انگلیسی به فارسی
معنی multilingual به فارسی
چند زبانه، وابسته به چند زبان
همهٔ معنیها و مثالهای این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژههای وبسایت محدود است؛ برای جستوجوی واژههای بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.
ریشهشناسی
From multi- + lingual.
صفت
- صفت تفضیلی
- more multilingual
- صفت عالی
- most multilingual
چند زبانه، وابسته به چند زبان
Of, relating to, or involving multiple languages.
a multilingual dictionary
واژنامهی چند زبانی
مترادفها: many-tongued، multilanguage، multilinguistic، plurilingual
چند زباندان، کسی که چند زبان میداند
Able to communicate in a number of languages.
Maria is multilingual and can speak English, Spanish, and French fluently.
ماریا چند زباندان است و میتواند به زبانهای انگلیسی، اسپانیایی و فرانسوی روان صحبت کند.
مترادفها: polyglot
متضادها: monolingual، unilingual
واژههای خاصتر: bilingual، trilingual
اسم
- جمع
- multilinguals
چند زباندان، کسی که چند زبان میداند
A polyglot.
She is a true multilingual.
او واقعاً یک چند زباندان است.
این واژه را چطور یاد بگیریم؟
یک معنی متناسب با متنی که میخوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.
از معنی تا یادگیری
واژه multilingual را در لایتنری تمرین کنید
در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلشکارت و جعبه لایتنر نگه دارید.