دیکشنری انگلیسی به فارسی
معنی moratorium به فارسی
مجوزی به بدهکار برای تعلیق موقت پرداختها
همهٔ معنیها و مثالهای این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژههای وبسایت محدود است؛ برای جستوجوی واژههای بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.
ریشهشناسی
From Late Latin moratorium, from Latin mora meaning delay.
اسم
- جمع
- moratoriums، moratoria
- شمارشپذیری
- countable
مجوزی به بدهکار برای تعلیق موقت پرداختها
An authorization to a debtor, permitting temporary suspension of payments.
The government announced a six-month moratorium on student loan payments.
دولت مهلت قانونی ششماههای برای پرداخت وامهای دانشجویی اعلام کرد.
تعلیق یک فعالیت جاری
A suspension of an ongoing activity.
Canada may put a moratorium on cloning for research.
کانادا ممکن است توقف موقتی بر شبیهسازی برای تحقیق اعمال کند.
مترادفها: hiatus، interruption، recess
واژههای مرتبط
این واژه را چطور یاد بگیریم؟
یک معنی متناسب با متنی که میخوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.
از معنی تا یادگیری
واژه moratorium را در لایتنری تمرین کنید
در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلشکارت و جعبه لایتنر نگه دارید.