دیکشنری انگلیسی به فارسی

معنی moratorium به فارسی

مجوزی به بدهکار برای تعلیق موقت پرداخت‌ها

بریتانیایی: /ˌmɒr.əˈtɔː.ri.əm/ آمریکایی: /ˌmɔːr.əˈtɔːr.i.əm/

راهنمای خواندن و تمرین تلفظ

همهٔ معنی‌ها و مثال‌های این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژه‌های وب‌سایت محدود است؛ برای جست‌وجوی واژه‌های بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.

ریشه‌شناسی

From Late Latin moratorium, from Latin mora meaning delay.

اسم

جمع
moratoriums، moratoria
شمارش‌پذیری
countable
۱.

مجوزی به بدهکار برای تعلیق موقت پرداخت‌ها

حقوق

An authorization to a debtor, permitting temporary suspension of payments.

The government announced a six-month moratorium on student loan payments.

دولت مهلت قانونی شش‌ماهه‌ای برای پرداخت وام‌های دانشجویی اعلام کرد.

۲.

تعلیق یک فعالیت جاری

A suspension of an ongoing activity.

Canada may put a moratorium on cloning for research.

کانادا ممکن است توقف موقتی بر شبیه‌سازی برای تحقیق اعمال کند.

مترادف‌ها: hiatus، interruption، recess

واژه‌های مرتبط

این واژه را چطور یاد بگیریم؟

یک معنی متناسب با متنی که می‌خوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.

ساخت فلش‌کارت کاربردی · روش مرور با جعبه لایتنر

از معنی تا یادگیری

واژه moratorium را در لایتنری تمرین کنید

در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلش‌کارت و جعبه لایتنر نگه دارید.