دیکشنری انگلیسی به فارسی

معنی modify به فارسی

(به مقدار کم) تغییر دادن، تعدیل کردن

بریتانیایی: /ˈmɒd.ɪ.faɪ/ آمریکایی: /ˈmɑː.də.faɪ/

راهنمای خواندن و تمرین تلفظ

همهٔ معنی‌ها و مثال‌های این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژه‌های وب‌سایت محدود است؛ برای جست‌وجوی واژه‌های بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.

ریشه‌شناسی

From Middle French modifier, from Latin modificare, from modus (measure) + facere (to make).

فعل

سوم‌شخص مفرد
modifies
وجه وصفی حال
modifying
گذشته ساده
modified
اسم مفعول
modified
۱.

(به مقدار کم) تغییر دادن، تعدیل کردن

گذرا

To change part of.

Her publisher advised her to modify a few parts of the book.

ناشر به او توصیه کرد چند بخش از کتاب را تغییر دهد.

مترادف‌ها: adapt، alter، amend، revamp، rework

۲.

تغییر یافتن، تعدیل شدن

ناگذرا

To be or become modified.

The laws modify over time.

قوانین در طول زمان تغییر می‌یابند.

۳.

کاستن، تخفیف دادن، ملایم کردن

گذرا

To set bounds to; to moderate.

The proximity of the sea modifies the temperature.

نزدیک بودن دریا از گرما می‌کاهد.

۴.

توصیف کردن، وصف کردن

گذرادستور زبان

To qualify the meaning of.

"Young" modifies "man" in "young man".

در عبارت «مرد جوان» واژهٔ «جوان» واژهٔ «مرد» را شناسان می‌کند.

واژه‌های مرتبط

این واژه را چطور یاد بگیریم؟

یک معنی متناسب با متنی که می‌خوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.

ساخت فلش‌کارت کاربردی · روش مرور با جعبه لایتنر

از معنی تا یادگیری

واژه modify را در لایتنری تمرین کنید

در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلش‌کارت و جعبه لایتنر نگه دارید.