دیکشنری انگلیسی به فارسی
معنی modify به فارسی
(به مقدار کم) تغییر دادن، تعدیل کردن
همهٔ معنیها و مثالهای این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژههای وبسایت محدود است؛ برای جستوجوی واژههای بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.
ریشهشناسی
From Middle French modifier, from Latin modificare, from modus (measure) + facere (to make).
فعل
- سومشخص مفرد
- modifies
- وجه وصفی حال
- modifying
- گذشته ساده
- modified
- اسم مفعول
- modified
(به مقدار کم) تغییر دادن، تعدیل کردن
To change part of.
Her publisher advised her to modify a few parts of the book.
ناشر به او توصیه کرد چند بخش از کتاب را تغییر دهد.
مترادفها: adapt، alter، amend، revamp، rework
تغییر یافتن، تعدیل شدن
To be or become modified.
The laws modify over time.
قوانین در طول زمان تغییر مییابند.
کاستن، تخفیف دادن، ملایم کردن
To set bounds to; to moderate.
The proximity of the sea modifies the temperature.
نزدیک بودن دریا از گرما میکاهد.
توصیف کردن، وصف کردن
To qualify the meaning of.
"Young" modifies "man" in "young man".
در عبارت «مرد جوان» واژهٔ «جوان» واژهٔ «مرد» را شناسان میکند.
واژههای مرتبط
این واژه را چطور یاد بگیریم؟
یک معنی متناسب با متنی که میخوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.
از معنی تا یادگیری
واژه modify را در لایتنری تمرین کنید
در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلشکارت و جعبه لایتنر نگه دارید.