دیکشنری انگلیسی به فارسی

معنی amend به فارسی

بهتر کردن، بهبود بخشیدن، اصلاح کردن

بریتانیایی: /əˈmend/ آمریکایی: /əˈmend/

راهنمای خواندن و تمرین تلفظ

همهٔ معنی‌ها و مثال‌های این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژه‌های وب‌سایت محدود است؛ برای جست‌وجوی واژه‌های بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.

ریشه‌شناسی

From Old French amender, from Latin ēmendō ("free from faults").

فعل

سوم‌شخص مفرد
amends
وجه وصفی حال
amending
گذشته ساده
amended
اسم مفعول
amended
۱.

بهتر کردن، بهبود بخشیدن، اصلاح کردن

گذرا

To make better; improve.

She smiled, trying to amend her last statement.

او کوشید که حرف‌های قبلی خود را با لبخندی بهبود بخشد.

مترادف‌ها: ameliorate، correct، improve

۲.

بهتر شدن، بهبود یافتن

ناگذرا

To become better.

His condition amended after treatment.

وضعیت او بعد از درمان بهتر شد.

۳.

درمان کردن، بهبود بخشیدن (بیمار یا بیماری)

گذرامنسوخ

To heal (someone sick); to cure (a disease etc.).

The draught amended his fever by dawn.

دارو تب او را تا سپیده‌دم بهبود داد.

۴.

بهبود یافتن، درمان شدن

ناگذرامنسوخ

To be healed, to be cured, to recover (from an illness).

After a fortnight of care, he amended from the illness.

بعد از دو هفته مراقبت، از بیماری بهبود یافت.

۵.

اصلاح کردن، تجدید نظر کردن (در قانون، گزارش و غیره)

گذرا

To make a formal alteration (in legislation, a report, etc.) by adding, deleting, or rephrasing.

The committee decided to amend the proposal before submitting it.

کمیته تصمیم گرفت طرح را قبل از ارائه اصلاح کند.

اسم

جمع
amends
شمارش‌پذیری
usually plural
۶.

جبران خطا، تلافی

usually plural

An act of righting a wrong; compensation.

He tried to make amends for his mistake.

او سعی کرد خطای خود را جبران کند.

۷.

اصلاحیه، تغییر

usually pluralعامیانه

Clipping of amendment; an alteration or change for the better.

I've sent over a new version of the doc with some amends.

من یک نسخه جدید از سند را با چند اصلاحیه فرستادم.

اصطلاح‌ها و عبارت‌ها

to make amends for

۸.

جبران کردن، تلافی کردن

To compensate or make up for a wrong or injury.

He tried to make amends for his mistake by apologizing.

او سعی کرد با عذرخواهی اشتباه خود را جبران کند.

عبارت‌های مرتبط

to make amends for
جبران کردن، تلافی کردن

این واژه را چطور یاد بگیریم؟

یک معنی متناسب با متنی که می‌خوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.

ساخت فلش‌کارت کاربردی · روش مرور با جعبه لایتنر

از معنی تا یادگیری

واژه amend را در لایتنری تمرین کنید

در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلش‌کارت و جعبه لایتنر نگه دارید.