دیکشنری انگلیسی به فارسی

معنی militant به فارسی

در حال جنگ، رزمنده، متخاصم

بریتانیایی: /ˈmɪl.ɪ.tənt/ آمریکایی: /ˈmɪl.ə.tənt/

راهنمای خواندن و تمرین تلفظ

همهٔ معنی‌ها و مثال‌های این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژه‌های وب‌سایت محدود است؛ برای جست‌وجوی واژه‌های بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.

ریشه‌شناسی

From Middle French militant, from Latin mīlitāns, present participle of mīlitāre (to serve as a soldier).

صفت

صفت تفضیلی
more militant
صفت عالی
most militant
۱.

در حال جنگ، رزمنده، متخاصم

Fighting or disposed to fight; belligerent, warlike.

militant powers

نیروهای رزمنده

مترادف‌ها: warrish

۲.

غیور، مبارز (به ویژه برای پیشبرد هدف سیاسی یا مذهبی یا اجتماعی)، ستیزه‌جو

Aggressively supporting a political or social cause; adamant, combative.

the militant clergy

روحانیون مبارز

some of the more militant members of the party

برخی از اعضای ستیزه‌جوتر حزب

اسم

جمع
militants
۳.

سرباز، رزمنده

منسوخ

A soldier, a combatant.

The militant stood at the gate, a veteran of many campaigns, awaiting orders.

او رزمنده‌ای بود که در دروازه ایستاده بود، سال‌ها میدان نبرد را دیده و منتظر فرمان بود.

۴.

فرد مبارز و سرسخت، به ویژه عضو یک جناح ایدئولوژیک

An entrenched or aggressive adherent to a particular cause, now especially a member of a particular ideological faction.

The militants demanded political reform.

مبارزان خواستار اصلاحات سیاسی شدند.

۵.

طرفدار دیدگاه تروتسکیستی روزنامه میلیتانت

کمونیسم

Someone who supports the Trotskyist political view expressed in the newspaper Militant.

The Militant group split from the Labour Party.

گروه میلیتانت از حزب کارگر جدا شد.

این واژه را چطور یاد بگیریم؟

یک معنی متناسب با متنی که می‌خوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.

ساخت فلش‌کارت کاربردی · روش مرور با جعبه لایتنر

از معنی تا یادگیری

واژه militant را در لایتنری تمرین کنید

در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلش‌کارت و جعبه لایتنر نگه دارید.