دیکشنری انگلیسی به فارسی

معنی migrate به فارسی

مهاجرت کردن، کوچ کردن، کوچیدن

بریتانیایی: /maɪˈɡreɪt/ آمریکایی: /ˈmaɪ.ɡreɪt/

راهنمای خواندن و تمرین تلفظ

همهٔ معنی‌ها و مثال‌های این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژه‌های وب‌سایت محدود است؛ برای جست‌وجوی واژه‌های بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.

ریشه‌شناسی

From Latin migratus, past participle of migrō (migrate, change, transport).

فعل

سوم‌شخص مفرد
migrates
وجه وصفی حال
migrating
گذشته ساده
migrated
اسم مفعول
migrated

Some consider the transitive use improper; alternatives include move, transfer, or relocate.

۱.

مهاجرت کردن، کوچ کردن، کوچیدن

ناگذرا

To relocate periodically from one region to another, usually according to the seasons.

Twice a year the geese migrate from Florida to Canada and back again.

سالانه دو بار غازها از فلوریدا به کانادا و برگشت کوچ می‌کنند.

۲.

جلای وطن کردن، تغییر مکان دائمی دادن

ناگذرا

To change one's geographic pattern of habitation.

Many groups had migrated to western Europe from the plains of eastern Europe.

گروه‌های بسیاری از دشت‌های اروپای شرقی به اروپای غربی مهاجرت کرده بودند.

۳.

مهاجرت کردن (به کشوری دیگر)

ناگذرا

To change habitations across a border; to move from one country or political region to another.

To escape persecution, they migrated to a neutral country.

برای فرار از آزار و اذیت، به یک کشور بی‌طرف مهاجرت کردند.

۴.

به سمت چیزی حرکت کردن (اغلب به صورت گروهی)

ناگذرا

To move slowly towards, usually in groups.

Once the hosts started bickering, the guests began to migrate towards the living room.

وقتی میزبان‌ها شروع به مشاجره کردند، مهمانان به سمت اتاق نشیمن حرکت کردند.

۵.

به تدریج جابجا شدن (به ویژه از موقعیت مورد نظر به موقعیت ناخواسته)

ناگذرا

To move gradually, especially from an intended to an unintended position.

Oil migrated from the gearbox into the housing through faulty seals.

روغن از طریق واشرهای معیوب از جعبه دنده به محفظه نشت کرد.

۶.

انتقال دادن (کد یا فایل) از یک رایانه به رایانه دیگر

گذرارایانه

To move computer code or files from one computer or network to another.

They finished migrating the code to the production server by 2:00am.

آنها انتقال کد به سرور اصلی را تا ساعت ۲ بامداد به پایان رساندند.

۷.

مشتریان را به سمت خرید محصول دیگر سوق دادن

گذرابازاریابی

To induce customers to shift purchases from one set of a company's related products to another.

We migrated customers from the C series to the E series.

ما مشتریان را از سری C به سری E سوق دادیم.

این واژه را چطور یاد بگیریم؟

یک معنی متناسب با متنی که می‌خوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.

ساخت فلش‌کارت کاربردی · روش مرور با جعبه لایتنر

از معنی تا یادگیری

واژه migrate را در لایتنری تمرین کنید

در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلش‌کارت و جعبه لایتنر نگه دارید.